مسابقه شماره 6
دپارتمان مسابقات نی نی وبلاگ

از نی نی وبلاگی هایی که در این مسابقه شرکت کرده اند سپاسگزاریم. تمامی شما عزیزان با انتخاب نامی زیبا برای فرزندان خود برنده هستید. در آینده ای نزدیک مسابقات متنوع تری برگزار خواهد شد که می توانید شانس خود را در آنها نیز امتحان کنید.

بر اساس رای گیری که در بین نی نی وبلاگی ها انجام شد نفرات برتر به شرح ذیل مشخص شدند :

مجموع رای های داده شده : 211 رای


کد : ٠٦ 

نام نی نی : هدیه

متن ارسالی از : تجربیات دخترم هدیه

تعداد رای : 19 عدد

جایزه : یک سکه طلای پارسیان

متن :

سلام به همه
من بابای هدیه هستم با اجازه
معنی اسم دخترم که معلومه دیگه هدیه . ولی چرا هدیه من فکر کنم هر کسی هم جای من بود هدیه رو انتخاب میکرد البته همه بچه ها هدیه هستن سو تفاهم پیش نیاد.
من اول ازدواجمون تصادف کردم و از ناحیه گردن قطع نخاع شدم و خانومم با تمام عشق پیش من معلول وایستاد و خیلی شرایط سختی رو تحمل کرد .
ما تا هفت سال فکر بچه هم نمی کردیم تا بلاخره تصمیم گرفتیم.
ما بطور معجزه اسایی طبیعی بچه دار شدیم هر کس که میشنید باورش نمی شد و میگفتن این یک هدیه است که خدا بخاطر صبر و شکیبایی خانومت بهتون داده تا وقتی که بدنیا اومد دیدیم که هیچ اسمی برای دخترمون قشنگتر و زیباتر از هدیه نیست . تا حالا خدا هدیه به این خوبی به ما نداده بود.
نمی دونم چند خط شد ولی این حکایت اسم دخترم هدیه جون بود.
حالا اگه خدایی نکرده کسی جای من بود چی اسمی میذاشت.


 کد : 16 

 نام نی نی : مسیح

 متن ارسالی از : مسیح مقدس

 تعداد رای : 9 عدد

 جایزه : یک سکه طلای پارسیان

 متن :

یه شب وقتی تنها 17 سالم بود ، یه خواب قشنگ دیدم... توی خواب یه پسر داشتم به اسم مسیح و جالب اینه که اون زمان نمی دونستم مسیح می تونه یه اسم باشه !
از اون شب به بعد هر چند شب یه بار این خوابو می دیدم...و اونقدر به پسرم وابسته شدم که راستش صبحها وقتی بیدار میشدم ، برای نبودنش اشک می ریختم !
این ماجرا ادامه داشت و من هر روز به عشق پسری بودم که نداشتمش !
دیگه همه ی خوانوادم و دوستام... حتی دخترای فامیل از این موضوع خبر داشتن !
تا اینکه توی 25 سالگی عقد کردم و تو همین دوران موضوع رو برای همسرم تعریف کردم و ازش خواستم اسم پسرمون رو مسیح بزاریم...اونم قبول کرد و ...خدا هم همونطور که تو خواب وعده داده بود توی واقعیت مسیح رو به من رسوند ! و از خدای مهربون ممنونم که حالا دیگه مسیحم رو توی بیداری می بوسم و بغل می گیرمش .
نکته جالب ماجرا اینجاست که من بعد از ازدواجم با مسعود متوجه شباهت ناخداگاه اسم (مسعود) با (مسیح) افتادم...و همینطور با اسم خودم (سمیه) !
1: دو حرف اول اسم همسرم (مسعود) با دو حرف آخر اسم من (سمیه ) میشه مسیح !
2: دو حرف اول اسم من (سمیه ) رو جابه جا کنید میشه مسیح !
3: در ضمن مسیح به معنای نجات دهنده ، پیام آور و لقب حضرت عیسی (ع) است و عیسی اسم بابا بزرگ نازنین منه که مدت کوتاهی قبل از تولد مسیح از دنیا رفت .

اینم ماجرای مسیح مقدس من !


کد : 19

نام نی نی : یکتا

متن ارسالی از : دختر ناز مامان یکتا

تعداد رای : 9 عدد

جایزه : یک سکه طلای پارسیان

متن :

واقعا" می خواستم چند بار بخاطر اسم دخترم که گذاشتم یکتا موضوعی را تعریف کنم.
فروردین 1387 من متوجه شدم میزبان یک مهمان کوچولو هستم از این موضوع خیلی تا خیلی خوشحال شدم اخه من عاشق بچه ها بودم پیش دکتر زنان زایمان خانم بیداریان رفتم و پرونده پزشکی برای دخترم باز کردم که هر ماه برای کنترل به مطب ایشان برموقتی دکتر ازمایش کلی برای من نوشت قرار شد هفته اینده تمام نتیجه ازمایش را برای خانم دکتر ببرم زمان موعود فراررسید وقتی دکتر جواب را دید پرسید فرزند اولت هست من هم باخوشحالی گفتم اره دکتر خیلی خونسرد گفتم خانم متاسفانه شما نمی بایست حامله بشوید اخه کم خونی دارید هم شما هم همسرتان حتما باید این بچه را سقط کنید چون شامل تالاسمی ماژور می شود دنیا روی سرم خواب شد دکتر نامه ای به دست من داد که بروم پزشک قانونی برای سقط جنین اخه من چه طور می توانستم این کار را بکنم عزمم را جزم کردم و به دنبال از مایش های زیادی رفتم تا حتی اب دور جنین هم برای دخترم گرفتم تا ببینم نتیجه چی می شود شب سه شنبه خیلی دلم گرفته بود رفتم مهدیه مسحد صاحب الزمان خیلی گریه کردم اخه من چه طور می توانستم اون را سقط کنم شب امدم خانه یک حال عجیبی داشتم به همه گفتم گل عیب داره بچه من عیبی نداره خلاصه هر کسی چیزی می گفتم اگر خدایی نکرده مشکلی داشته باشه خودت تا اخر عمر می سوزی گفتم خودم همه چیز را قبول دارم شب خواب دیدم یک طوطی سبز بزرگ امد توی اتاقم شروع کرد به صحبت کردن خواستم بلند شم تو عالم رویا به من گفت تکون نخور ممکنه شوهرت بیدار بشه به خداوند یکتا توکل کن این کلمه را چهار بار تکرار کرد به خداوند یکتا توکل کن وقت از خواب بیدار شدم یک حس عجیبی داشتم قرار بود اخر هفته نتیجه ازمایش از تهران بیاید وقتی رفتم نتیجه ازمایش را بگیرم گفتند خون من الفا هستم و شوهرم بتا هیچ مشکلی ندارم بله این شد من بخاطر اسم خداوند متعال که گفت به خدواند یکتا توکل کن اسم دخترم را یکتا گذاشتم
یکتا یعنی بی همتا


  • برندگان برای دریافت هدیه می بایست آدرس کامل به همراه کدپستی خود را از طریق "نی نی تلگراف" برای مدیریت ارسال نمایند.

نمودار رای های داده شده :

نمودار رای های داده شده




موضوع : مسابقه شماره 6
ارسال در تاريخ 27 / 2 / 1390 توسط مدیر سایت

مهلت ارسال متن برای شرکت در مسابقه شماره ٦ به اتمام رسیده است. اکنون برگزیدگان مسابقه بر اساس رای نی نی وبلاگی ها انتخاب خواهند شد.

به ٣ نفر ِ برگزیده، ٣ سکه طلای پارسیان اهداء خواهد شد.

این رای گیری به مدت ٤٨ ساعت (روزهای یکشنبه ٢٥/اردیبهشت و دوشنبه ٢٦/اردیبهشت) برگزار می گردد.


افرادی که مجاز به شرکت در رای گیری هستند عبارتند از :

١) تابعیت نی نی وبلاگی داشته باشد

٢) تاریخ عضویت وی مربوط به ٢٤/٠٢/٩٠ به قبل باشد

٣) حداقل یک مطلب در وبلاگ خود داشته باشد


نحـــوه رای گیــری :

شما می بایست سه شماره کد که متعلق به سه متن مورد علاقه تان است را تنها از طریق "نی نی تلگراف" به مدیریت ارسال نمائید.


 قوانین :

١) هر وبلاگ تنها مجاز به ذکر سه شماره کد است.

٢) رای دادن به وبلاگ خود موجب سوختن هر سه رای می شود. 


 پ ن : زمان رای گیری به پایان رسیده است .




موضوع : مسابقه شماره 6
ارسال در تاريخ 27 / 2 / 1390 توسط مدیر سایت

کد ٠١

نام : امیر علی

متن ارسالی از : باهوشم

یکی بود یکی نبود غیر از خدا یه مامان و بابایی بودند که وجود نینی خود را اول با امید به خدا و دوم طبق دستورات کتاب ریحانه بهشتی اغاز کردند. قرار بود تا ماه 5 نام نینی خود را در شکم صدا بزنند قبل از فهمیدن پسر بودن نی نی خود مادربزرگ خواب دید نامش را علی صدا می زنند. فامیلی او مردانی بود و فکرکردیم چه اسمی بهتر از امیر علی که نام فامیل خود را تکمیل کرده و همیشه مردانگی و بزرگی را مانند علی به یاد او می اورد. این بود حکایت امیر علی مردانی


کد ٠٢ 

نام : زینب

 متن ارسالی از : زینب عشق بابا و مامان

نام افتخار آفرين "زينب" هميشه باعث آرامش دلمون ميشه.ما هميشه سعي ميكنيم تو زندگيمون پر رنگ ترين حس ،حس عاشقي باشه و از زمان كودكي ياد گرفتيم كه زيبا ترين عشق ها محبت حضرت علي و حضرت زهرا و اولادشونه به خاطر همين احساس تمام عشق هاي ديگرو هم توزندگي زير سايه حب اهل بيت ميبريم.
همسرم هميشه به خاطر عشق و ارادت شديدي كه به حضرت ابا عبدالله و زينب كبري داره ميگفت دوست دارم اگر خداوند به ما دختر عطا كنه اسمشو "زينب" بزاريم.
به عنايت حضرت زينب من در ماهي باردار شدم كه ولادت حضرت زينب در اون ماهه و در ماه محرم هم دختر نازمون به دنيا اومد.ماهي كه در سراسرش افتخار آفريني هاي حضرت زينب جلوه گري ميكنه،توي ماه محرم حضرت زينب به مقام ولايت ميرسه(به مدد بوسه بر گلوي امام حسين) و ماه محرم هرگز از نام زينب جدا نميشه پس نام دخترمون رو هم كه مولود اين ماه هست "زينب" گذاشتيم و هميشه با غرور و افتخار صداش ميكنيم به ياد زينب كبري كه زينت پدر بود و زينت علي بود و زينت شيعه .
اين احساس كه روزي اين نام با تمام وجود از زبان حضرت زهرا جاري ميشده و حضرت علي با عشق به صاحب اين نام گفته "فداها ابو ها يا زينب" سراسر وجودمون رو پر از بهجت و شادي ميكنه .
آرزوي ما اينه كه دختر ماهمون هميشه از صاحب نام زيباش درس بگيره و داراي عفاف زينبي و وقار زينبي باشه و سرباز خوبي براي امام زمانش باشه.


کد ٠٣ 

نام : سما

 متن ارسالی از : سما جون

من و مامان سما براي دختر نازمون اسم سما رو انتخاب كردم به چند دليل :ا- اسمش به ظاهر كوتاهه ولي در معنا وسيعه و به معني آسمون. 2-براي تلفظ و نام بردن كوتاه و راحته 3-اول اسمش با اول اسم مامانش همخوني داره(اسم مامامنش سميه است) 4-در آينده به احتمال زياد از اسم خودش خوشش مياد 5- در بين دوستان و آشنايان كسي از اين اسم استفاده نكرده بود و اسم تكي بود 6-اين اسم ميتونه روي خودش تاثير بذاره و دلي به وسعت آسمون پيدا كنه و چيزهاي زيادي در دل خودش جا بده 7- بعد از انتخاب اين اسم اطرافيانمون خيلي از اين اسم استقبال كردند


کد ٠٤ 

نام : کیارش

 متن ارسالی از : روزهای خوب کودکی

من و بابا داریوش خیلی فکر کردیم اسم بچه مون رو چی بذاریم .چون می خواستیم یه اسم ایرانی باشه و هم بامعنی و به اسم بابا داریوش هم شبیه باشه و از لحاظ تلفظ هم مشکل نباشه. تصمیم گرفتیم و اسم پسر کوچولومون رو گذاشتیم کیارش به معنی پادشاه بزرگ و عادل.


کد ٠٥ 

نام : ابوالفضل

 متن ارسالی از : نازدونه یکی یه دونه

حال که صاحب طفلی سالم،زیبا و دوست داشتنی شده ام وخدا روبه خاطراین نعمت بزرگ سپاسگذارم باید نامی زیبا وشایسته برای او انتخاب می کردم.نامی پرمعنا واصیل که او بعدها به آن و به ما که چنین نامی برایش برگزیده ایم افتخار کرده واز آن شرمنده وسرافکنده نباشد.واگراین انتخاب با دقت واندیشه همراه باشد بیانگرلطف وتوجه ما به فرزند است واواین لطف راهرگزفراموش نخواهد کرد زیرا نام نیک برروح و روان انسان تاثیرمی گذارد چرا که اگر این نام شایسته و زیبا باشدهرباراورابه نامش می صدا می زنند لذت برده از نظرروحی تقویت می شود.
همانطور که می دانید حضرت ابوالفضل(ع) یار وفادارامام حسین(ع) بودند شخصیتی بزرگ ومؤثردر تاریخ شیعه است.ایشان همواره با امام حسین(ع) همراه بودند و به امام یاری می رساندند و زمانی که امام از ایشان خواست که برای کودکان آبی بیاورند این امر را اطاعت کرده وجهت خوشحال کردن کودکان شجاعانه وبا قدرت به دل سپاه کفر رفت و جوانمردانه جان خود را دراین راه فدا نمود.
و ما به دلیل ارادت خاصی که به باب الحوائج حضرت ابوالفضل(ع) داشتیم نام ابوالفضل را برای فرزندمان انتخاب کردیم.


کد ٠٦ 

نام : هدیه

 متن ارسالی از : تجربیات دخترم هدیه

سلام به همه
من بابای هدیه هستم با اجازه
معنی اسم دخترم که معلومه دیگه هدیه . ولی چرا هدیه من فکر کنم هر کسی هم جای من بود هدیه رو انتخاب میکرد البته همه بچه ها هدیه هستن سو تفاهم پیش نیاد.
من اول ازدواجمون تصادف کردم و از ناحیه گردن قطع نخاع شدم و خانومم با تمام عشق پیش من معلول وایستاد و خیلی شرایط سختی رو تحمل کرد .
ما تا هفت سال فکر بچه هم نمی کردیم تا بلاخره تصمیم گرفتیم.
ما بطور معجزه اسایی طبیعی بچه دار شدیم هر کس که میشنید باورش نمی شد و میگفتن این یک هدیه است که خدا بخاطر صبر و شکیبایی خانومت بهتون داده تا وقتی که بدنیا اومد دیدیم که هیچ اسمی برای دخترمون قشنگتر و زیباتر از هدیه نیست . تا حالا خدا هدیه به این خوبی به ما نداده بود.
نمی دونم چند خط شد ولی این حکایت اسم دخترم هدیه جون بود.
حالا اگه خدایی نکرده کسی جای من بود چی اسمی میذاشت.
مرسی


کد ٠٧ 

نام : بیتا

 متن ارسالی از : فرشته ای به اسم بیتا

بیتا یعنی تک و بی مانند
میدونید آخه همه چیش تک بود
اذیت کردن قبل از دنیا اومدنش که توی وبلاگش نوشتم تا همین الان که هیچ چیز سالم نذاشته واسم بمونه
اولین نوه خانواده و اولین بچه مادر و پدرش
مشخصه که منم واسه اولین بار دایی شدم
همه ی اینا مارو مجاب کرد که بهش بگیم بیتا


کد ٠٨ 

نام : النا

 متن ارسالی از : النای خوشگل من و بابا سعید

سلام
اسم دختر ما النا ست .من و بابا ی النا وقتی نامزد بودیم درباره ی اسم نی نی هامون هم به توافق رسیده بودیم.من یه دوست فوق العاده زیبا داشتم که اسمش النا بود.همیشه میگفتم اگر خدا بهم دختر بده اسمش رو میزارم النا.
معنی اسم النا یعنی نور
نور زندگی من و بابا سعید.
اسم پسرمون هم معلومه.اگر خدا به النا داداش بده اسمش رو میزاریم امیر علی.


کد ٠٩ 

نام : مهربان

 متن ارسالی از : مهربان من

انتخاب اسم دخترم(مهربان)به سالها پیش یعنی وقتی دانشجوبودم بر می گرده اون زمان استادی داشتم که اسم دخترش مهربان بود وهمیشه به خودم می گفتم اگه یه روزی خدا به من دختر داد اسمشو میذارم مهربان.وقتی بار دار شدم وفهمیدم بچم دختره خیلی اسمها من وباباش ردیف کردیم . اسم باباش محسنه و اسم من هم هاله اول اسم هردومون میشه اول اسم دخترم.خلاصه به همون اسم مهربان برگشتیم وحالا دختر خیلی مهربانی هم داریم.


کد ١٠ 

نام : پرهام

 متن ارسالی از : حرفهای بابائی

ما هرگز آن روز را فراموش نمی کنیم ، روزی که ، تفالی به دیوان حافظ زدم و همسرم یک صفحه از قران را باز کرد و هردو پس از دقیقه ایی به هم خیره شدیم . از اشک توی چشمامون فهمیدیم ، اشتباه نکردیم . همسرم دوست داشت اسم از نام ائمه اطهار نشات بگیره و من با احترام به نظر او ، به ایرانی بودن اسم علاقه خاصی داشتم . پرهام نام پارسی حضرت ابراهیم است .
نامی که معنا و تلفظش زیباست و دقیقا آن چیزی بود که هردو می خواستیم . دلایل دیگر خیلی مهم نبودند ، مهم نقطه عطفی دیگر در پیوندعاطفی ما بود که با تولد پرهام تا آخر عمر در قلبمان محفوظ خواهد ماند .


کد ١١ 

نام : امید

 متن ارسالی از : omid o arezoo

be name khoda
salam
esme pesare man omid kheyli vazeh hast
vali darbare entekhabesh begam ke jalebe:
zamane be donya oomadane man kheyli in sonogerafia nabood ke jensiate bache moshakhas beshe va madaram ghabl az be donya oomadanam migoft ke tasmim dashtim age pesar bood bezarim omid va agar dokhtar bood bezarim arezoo
ke man dokhtar shodamo shodam arezoo
az oonjayi ke migan madar too dorane bardari harchi doost dashte bashe bacheham doost khahad dasht va az harchi badesh biad bacheham badesh miad mikham sabet konam ke az kheyli vaght pish asheghe esme omidam
hatta ghable ezdevajam too dorane aghd be hamsaram gofte boodam doost daram esme pesaramo bezaram omid
va az oonjayi ke omid jan babaye roshanfekri darand ba esteghbale garm movaje shodam
va az khodaye mehraboon tashakor mikonam ke hamchin nazanini be ma hediye kardan
sepas khodaye bozorg ke asemano zamin az ane oost
movafagh bashid


کد ١٢  

نام : نیایش

متن ارسالی از : نیایش قشنگ ترین بهانه زندگی ما

به نام خدای مهربان
ماه مبارک رمضان بود و همزمان،آخرین ماهی که دخترک میگذروند دوران زیبای جنینی اش رو تو شکم مامان
هنوز اما مامانش مطمئن نبود اون کوچولوی نازنین دختره یا که پسر که بذاره اسمش رو عرفان یا سحر؟
مامانی دنبال اسم خیلی گشته بود،از خیلی ها پرسیده بود،خیلی کتابا خونده بود از خدا حتی خواسته بود یه اسم نیکو وقشنگ بذاره تو دل مامان،دلش میخواست اسم کوچولوش اسمی باشه که اونو بگن از عمق جان ،نه اینکه باشه فقط یه نشان
تا اینکه یه روز از روزای مبارک ماه رمضان،توی اون حال و هوای پاک مناجات و راز و نیازش با خدای مهربان،
از نیایشی با خدا که اوج نیاز بود برای مامان ،رسید به نیایشی که مایه ی آرامشش شد و صفای جان
این بود قصه انتخاب اسم دخمل مامان...


کد ١٣  

نام : عسل

متن ارسالی از : عسل

وقتی مجرد بودم عکس یک بچه ای رو تو مجله زده بودندکه خیلی تیپ مشکی داشت (صورت سفید با چشم و ابروی مشکی) ولی اسمش عسل بود کاملا متضاد ظاهرش خیلی جالب بود به دوستام نشون دادم همه گفتند چقدر جالبه
چون من هم تیپم مشکیه پیش خودم گفتم پس بچه ی من هم مشکی میشه اسمشو میذارم عسل (همیشه از خدا می خواستم که به من دختر بده یعنی اصلا تصور دیگه ای نداشتم)
غافل از این که شوهرم بوره و ژن او خیلی قوی و ظاهرا من
فقط در قیافه ی بچه نقش کاتالیزور را داشتم و بچه ام به جای این که مشکی بشه عسلی شد به هر حال چون عاشق اسم عسل شده بودم و فکر کردم که عسل بر هر درد بی درمان دواست پس اسمشو گذاشتم عسل


کد ١٤  

نام : بنیامین

متن ارسالی از : ٣تا نی نی آینده سارا و مهدی

يه روز كه نشسته بودم و داشتم واسه بچه ها اسم انتخاب مى كردم پسر خالم كه خيلى كوچيكه اومد جلو و گفت بنى منم اسم بنيامين واسه پسرم انتخاب كردم و با توجه به معنيش از انتخاب اون راضى هستم.


کد ١٥  

نام : دانیال

متن ارسالی از : دانیال عشق عمه رویا

اسم دانیال رو بابا مسعودش انتخاب کرده. دلیلی انتخاب مامان الهام و بابا مسعود از این اسم این بوده که یه روزی بابا مسعود سوار ماشین بوده و هنوز هم دانیال به دنیا نیومده بودش بابایی و مامانی توی ماشین یه نی نی خوشگل میبینه که کلی واسه بابا مسعود خودش و لوس میکرده و ادا در میاورده و اسم نی نیه دانیال بوده و بابا مسعود با دیدن این صحنه از دلش میگذره که خدا اگه روزی روزگاری خواست بهشون پسری بده اسمش رو بذار دانیال چرا که دانيال به معنای قضاوت خداوند و نام يك از چهل پيامبر بزرگ و خدا بر من حاکم است.


کد ١٦  

نام : مسیح

متن ارسالی از : مسیح مقدس

یه شب وقتی تنها 17 سالم بود ، یه خواب قشنگ دیدم... توی خواب یه پسر داشتم به اسم مسیح و جالب اینه که اون زمان نمی دونستم مسیح می تونه یه اسم باشه !
از اون شب به بعد هر چند شب یه بار این خوابو می دیدم...و اونقدر به پسرم وابسته شدم که راستش صبحها وقتی بیدار میشدم ، برای نبودنش اشک می ریختم !
این ماجرا ادامه داشت و من هر روز به عشق پسری بودم که نداشتمش !
دیگه همه ی خوانوادم و دوستام... حتی دخترای فامیل از این موضوع خبر داشتن !
تا اینکه توی 25 سالگی عقد کردم و تو همین دوران موضوع رو برای همسرم تعریف کردم و ازش خواستم اسم پسرمون رو مسیح بزاریم...اونم قبول کرد و ...خدا هم همونطور که تو خواب وعده داده بود توی واقعیت مسیح رو به من رسوند ! و از خدای مهربون ممنونم که حالا دیگه مسیحم رو توی بیداری می بوسم و بغل می گیرمش .
نکته جالب ماجرا اینجاست که من بعد از ازدواجم با مسعود متوجه شباهت ناخداگاه اسم (مسعود) با (مسیح) افتادم...و همینطور با اسم خودم (سمیه) !
1: دو حرف اول اسم همسرم (مسعود) با دو حرف آخر اسم من (سمیه ) میشه مسیح !
2: دو حرف اول اسم من (سمیه ) رو جابه جا کنید میشه مسیح !
3: در ضمن مسیح به معنای نجات دهنده ، پیام آور و لقب حضرت عیسی (ع) است و عیسی اسم بابا بزرگ نازنین منه که مدت کوتاهی قبل از تولد مسیح از دنیا رفت .

اینم ماجرای مسیح مقدس من !


کد ١٧  

نام : محمدرضا

متن ارسالی از : شازده کوچولو

سلام دوستای گلم ، اسم پسر من محمدرضاست .
من هم مثل همه مامانها قبل از بچه دار شدن به اسمهای زیادی فکر کرده بودم ولی اتفاقاتی باعث شد که من دور تموم اون اسمها خط بکشم. پسرگلم هدیه ایه که تو بارداری سومم خدا به من عطا کرد، 2 تا بارداری قبلیم پوچ بود یعنی ساک جنینی تشکیل میشد ولی از جنین خبری نبود و توی هفته 8-9 ختم حاملگی میدادن ، خب من هم مثل همه زنها در آرزوی مادر شدن بودم ، تا اینکه ماه رمضون سال 85و شب قدر شد و من برای اولین بار اون شب رو تا سحر بیدار موندم و شبم رو احیا کردم، من و همسرم اون شب از ته دلمون با خدا حرف زدیم و خواسته مون رو گفتیم و من بعد از یکسال در همون ماه باردار شدم ، به خاطر سابقه ام باید در هفته 8 سونو میدادم تا مطمئن بشیم جنین تشکیل شده یا نه ، هفته هشتم سونوی من شد شب تولد امام هشتم و اون شب خدا نهایت لطفش رو نثار من کرد و به من گفت: بنده من لیاقت مادر شدن رو نصیبت کردم . وچون شب قدر قرآن بر محمد نازل شد و خدا به حرمت اون شب به ما فرزندی عطا کرد و شب تولد امام رضا وجود اون رو به ما نشون داد ما هم برای سپاس این هدیه رو محمدرضا نامگذاری کردیم ، همه بچه ها در پناه خدای مهربون باشند.


کد ١٨  

نام : سیما

متن ارسالی از : سیما دنیای من

سلام ماهم مثل مامان باباهای دیگه قبل از به دنیا اومدن دخترمون دنبال اسمهای زیادی گشته بودیم از اینترنت از کتابهاو ....که آخر سر تصمیم گرفتیم اسم دخترمون رو مبینا بگذاریم تا این که دخترمون به دنیا اومد و همه مبینا صداش می کردند روزی که می خواستیم بریم ثبت احوال بابای من اسم سیما رو پیشنهاد داد اولش قبول نکردم ولی بعدش وقتی دیدم همیشه بابام آرزو داشت من یک خواهر داشته باشم که اسمشو سیما بذارند من هم قبول کردم به این ترتیب اسم دخترمون شد سیماسادات الان پشیمون نیستم که هیچ سیمای من هم دختر واسه من هم خواهر اسمش هم یادگار قشنگیه از پدر عزیزم.


کد ١٩  

نام : یکتا

متن ارسالی از : دختر ناز مامان یکتا

واقعا" می خواستم چند بار بخاطر اسم دخترم که گذاشتم یکتا موضوعی را تعریف کنم.
فروردین 1387 من متوجه شدم میزبان یک مهمان کوچولو هستم از این موضوع خیلی تا خیلی خوشحال شدم اخه من عاشق بچه ها بودم پیش دکتر زنان زایمان خانم بیداریان رفتم و پرونده پزشکی برای دخترم باز کردم که هر ماه برای کنترل به مطب ایشان برموقتی دکتر ازمایش کلی برای من نوشت قرار شد هفته اینده تمام نتیجه ازمایش را برای خانم دکتر ببرم زمان موعود فراررسید وقتی دکتر جواب را دید پرسید فرزند اولت هست من هم باخوشحالی گفتم اره دکتر خیلی خونسرد گفتم خانم متاسفانه شما نمی بایست حامله بشوید اخه کم خونی دارید هم شما هم همسرتان حتما باید این بچه را سقط کنید چون شامل تالاسمی ماژور می شود دنیا روی سرم خواب شد دکتر نامه ای به دست من داد که بروم پزشک قانونی برای سقط جنین اخه من چه طور می توانستم این کار را بکنم عزمم را جزم کردم و به دنبال از مایش های زیادی رفتم تا حتی اب دور جنین هم برای دخترم گرفتم تا ببینم نتیجه چی می شود شب سه شنبه خیلی دلم گرفته بود رفتم مهدیه مسحد صاحب الزمان خیلی گریه کردم اخه من چه طور می توانستم اون را سقط کنم شب امدم خانه یک حال عجیبی داشتم به همه گفتم گل عیب داره بچه من عیبی نداره خلاصه هر کسی چیزی می گفتم اگر خدایی نکرده مشکلی داشته باشه خودت تا اخر عمر می سوزی گفتم خودم همه چیز را قبول دارم شب خواب دیدم یک طوطی سبز بزرگ امد توی اتاقم شروع کرد به صحبت کردن خواستم بلند شم تو عالم رویا به من گفت تکون نخور ممکنه شوهرت بیدار بشه به خداوند یکتا توکل کن این کلمه را چهار بار تکرار کرد به خداوند یکتا توکل کن وقت از خواب بیدار شدم یک حس عجیبی داشتم قرار بود اخر هفته نتیجه ازمایش از تهران بیاید وقتی رفتم نتیجه ازمایش را بگیرم گفتند خون من الفا هستم و شوهرم بتا هیچ مشکلی ندارم بله این شد من بخاطر اسم خداوند متعال که گفت به خدواند یکتا توکل کن اسم دخترم را یکتا گذاشتم
یکتا یعنی بی همتا


کد ٢٠  

نام : سارا

متن ارسالی از : داستان شیرین زندگی سارا

اسم دخترمون رو سارا گذاشتیم تا خالص و ناب باشه . اسم باشه تا صفت یا مضاف الیه. همیشگی باشه و هیچ وقت کهنه نشه تو تمام دنیا شناخته شده باشه. راحت به زبون بیاد و خوش آهنگ باشه. من و باباش کلی دنبال اسم گشتیم و هردومون این اسم رو انتخاب کردیم. از زمانی که سارا 4 یا 5 ماهه بود این اسم رو انتخاب کرده بودیم.


کد ٢١  

نام : آریان

متن ارسالی از : عشقمان آریان

آریان عزیزم. من و بابایی دوست داشتیم یه اسم اصیل ایرانی و پرمعنی برات انتخاب کنیم که تا حدی تک باشه و زیاد تکراری نباشه. البته این اسم باید چیزی می بود که از لحاظ آوانگاری هم به اسم بابا بیاد هم به اسم مامانی هم خواهری. به نظر ما اسمت باید یه چیزی باشه که خیلی هم بچه گانه نباشه و توی بزرگی هم بهت بیاد و برازنده ات باشه.(البته تا ما اومدیم بجنبیم خیلی از اسما توسط فوامیل ثبت یا رزرو شده بود!!)
سایت ثبت احوال یه نرم افزار «راهنمای نام گزینی» داره که توی اون میتونی بر اساس حرف اول و آخر،معنی و فراوانی...، اسامی ثبت شده توی ثبت احوالو جستجو کنی.
مام با کمک این نرم افزار اسم «آریان» رو واسه تو انتخاب کردیم. آریان به معنی آزاده، نجیب و آریایی (آریایی شعبه ای از نژاد سفید که از روزگاران بسیار قدیم در ایران، هند و اروپا ماندگار شده اند.) هست.این اسم نسبت به آریا و آرین تقریبا" کمتر انتخاب شده و تک تر هست. (تا الان آریا 18428 تا و آرین 27255 تاست اما آریان 4891 تا)
از طرف دیگه آریان هم به اسم بابایی که احسانه میاد هم به اسم مامانی که پروینه. تازه به اسم خواهری هم که پرنیانه خیلی میاد! (اسم پسر عمو و دختر عموتم که آریوبرزن و آرمیتاست با اسم تو همخوانی داره! نور علی نور!امیدوارم از اسمت خوشت بیاد!)


کد ٢٢  

نام : آویسا

متن ارسالی از : آویسا کوچولو

همیشه نگران این بودم که وقتی فرزندم بزرگ میشود مرا به دلیل انتخاب اسمش سرزنش کند!! و اسمش راضی نباشد.
وقتی معلوم شد که مسافر کوچکمان یک دختر ناز است، شروع به جستجو برای نامی شایسته کردیم و معیارهای زیادی را در نظر داشتیم:
قبل از هر چیز معنای نام بسیار مهم بود و میخواستم نامی به معنی قشنگ و مثبت انتخاب کنم.
در درجه دوم دوست داشتم این نام پارسی و بیانگر فرهنگ کهن خودمان باشد.
در مرحله بعد به دنبال نامی بودم که با فامیل ما همخوانی داشته باشد و بعد از گفتن اسم و فامیل در کنار هم حس خوبی القا شود.
دوست داشتم اسم انتخاب شده به حرف (آ) ختم شود چون ختم اسم به آ حس والایی را به انسان القا میکند و روزی در روانشناسی اسم خوانده بودم که اینگونه اسم ها به دارنده اسم حس اعتماد به نفس میدهد.
و در درجه آخر دوست داشتم اسم جوری باشد که زیاد انتخاب نشده باشد و به قولی در اطرافمان زیاد تکرار نشود. این، حس بی همتایی را به فرزندم القا خواهد کرد.
بیار جستجو کردیم و (آویسا) اسمی بود که تقریبا تمام معیارهای ما را در خود داشت.
آویسا یک اسم پارسی ست. آو (آب) +ی (پسوند نسبت) + سا (پسوند شباهت) یعنی پاک و زلال مانند آب، پس معنای مثبتی دارد و به حرف آ ختم میشود از طرفی به خاطر اینکه به سا ختم میشود با نام فامیلش که صادقی است هارمونی دارد و این نام در اطرافمان بسیار کمیاب است.


کد ٢٣  

نام : ...

متن ارسالی از : کودک نوشت های من

کودک من هنوز آنقدر مجرد است که به کلمه آلوده نشده است...تنها چهارده روز است که از توي دستان خدا سر خورده است توي من... حجم ظريف مبهمي که مي تواني به تمام اسم هاي مقدس خدا او را بنامي...
کودک من هنوز آنقدر رنگ سوسني هاي ملکوت را دارد که نمي توانم او را به کلمه اسير کنم...


کد ٢٤  

نام : آیدا

متن ارسالی از : آیدا

به نام خدا
من و باباي آيداوقتي فهميديم كه خداوندبراي ما هديه اي زيبا برايمان داده كه هيچ كس به جز او نميتواند اين هديه گرانبها را به ما بدهد شروع كرديم به انتخاب نام براي اين فرشته زيبا و چون ماترك زبان هستيم خواستيم نامي تركي و معنا دار برايش پيدا كنيم كه در آينده نيز از داشتن اين نام افتخار كند من همهجا در كتابها و در اينترنت از اقوام اسمي جستجو ميكردم و ليست بلند بالايي نوشته بودم تا اينكه در بين اين نامها نام آيدا رو باباي آيدا انتخاب كردكه اي يعني ماه و آيدا به معني زيبا مثل ماه ميباشد ومن از اين نام خوشم آمد و اسم گلمون رو آيدا گذاشتيم


کد ٢٥  

نام : محیا

متن ارسالی از : محیا یعنی زندگی

بابا علی همیشه دوست داشت که دختری به اسم باران داشته باشه. آخه بابا علی یک شمالیه سرسخته!!!!اما مامان مریم ازبین اسمهای خوشگل هرروز دنبال یک اسم تازه بود و همش با خودش میگفت چطور می تونیم سر یک اسم توافق کنیم.از طرفی مامانی نذر کرده بود که هر روز برای سلامتی دختر کوچیکش زیارت عاشورا بخونه یا از موبایل گوش کنه.به این قسمت که رسید: یهو چند بار کلمه محیا پشت سر هم تو گوش مامانی زمزمه شد.انگار خیلی آشنا بود.بله این اسم دخترمه. سریع مامانی زنگ می زنه به باباعلی و موضوع رو بهش میگه و او هم که نمی تونست در مقابل زیارت عاشورا و اسم به این قشنگی و با معنایی نظر مخالفی بده موافقت کرد. دخترم اسم قشنگت مبارک و پر یمن باشه برات. از اون روز، مامانی هر وقت زیارت عاشورا گوش میداد وقتی به کلمه محیا می رسید میگذاشت نزدیک گوش نی نی تا اسمشو یاد بگیره. مامانی با وجودیکه دوست داشت اسم اصیل ایرونی واسه دخترش انتخاب کنه، اما حالا به محیا و اسمش افتخار می کنه!!!!


کد ٢٦  

نام : حسین

متن ارسالی از : نانای من

يكي از حقوقي كه فرزند بر پدر ومادر داره انتخاب اسم مناسبه.
انتخاب اسم حسين براي عزيز دلم خيلي ماجرا داره .اول اينكه بعد از چهار سال كه از ازدواج ما ميگذشت در يكي از روزهاي ماه محرم از بچه دار شدنمون خبردار شديم واز همون موقع تصميم گرفتيم اگه بچه پسر بود اسمشا حسين واگه دختر بود زينب بگذاريم .اما وقتي حسين به دنيا آمد خيليها مي گفتند چون اسم هردو پدربزرگهاي حسين ،حسين است ،اسم ديگه اي انتخاب كنيم يا حداقل امير حسين يا محمدحسين و... را .هرچند اين اسمها هم زيبا هستند اما هرچه فكر كرديم اسمي زيباتر،با شكوهتر و پرمعني تر از حسين پيدا نكرديم .حسين (ع) مظهر تمام پاكيها ، دلاوريها ،آزادگيها ،مظلوميتها وبه تمام معنا مردانگيها است و فقط به اين اميد اين اسم را انتخاب كرديم كه فرزندمون مانندامام حسين (ع) يك مرد واقعي و آزاده باشه . فقط خوشحالم كه اگه هيچ كاري هم نتونم براي حسين عزيزم بكنم يك اسم خوب كه خودش فرزند من را از بديها وپليديها حفظ مي كنه روش گذاشتم.


کد ٢٧  

نام : هلیا

متن ارسالی از : هلیا پرنسس مامان و بابا

شاید یکی از سخت ترین کارهای دنیا همین « انتخاب اسم» باشه اون هم واسه کسی که خودش نمی تونه اظهار نظر کنه و فردای روزگار مکنه معترض اسمی بشه که واسش دو یا سه دهه قبل انتخاب کردن !من و همسری هم وقتی فهمیدیم داریم صاحب فرزند میشیم شور و مشورت با فک و فامیل ، آشناو غریبه و...... رو شروع کردیم ، در چهار ماهگی بارداری ام فهمیدیم که قراره خدا بهمون یه دختر بده ، اول از بزرگترها نظر خواستیم مامانم اسم سحر رو پیشنهاد داد و مادرشوهرم اسم انسیه.
ولی من و همسری به تحقیق و کنکاش ادامه دادیم ( کتاب ، اینترنت و ...) و درنهایت من یک لیست از اسامی موردنظر خودم و اقای پدر رو با معانی شون تهیه کردم :وانیا-نیوشا-رها-آیدا-هلیا-سارینا-هلنا-ساریناو ...بعد با همسری نشستیم و نظر دادیم و در مورد اسم وانیا به تفاهم رسیدیم اما ...من و همسرم دنبال اسم تک و زیبا و امروزی واسه دخترمون بودیم ولی از اونجایی که من دلم می خواست اسم انتخابی ام ارتباطی هم با دین و مذهبم ( اسلام ) داشته باشه اومدم نی نی سایت و جستجو زدم تو یکی از کلوپ ها دیدم نوشته « هلیا : نام فرشته ای که امام رضا (ع) را بدنیا آورد )» خیلی خوشحال شدم چون دخترم قرار بود در دهه کرامت ( مابین میلاد حضرت معصومه (س) و امام رضا (ع) ) بدنیا بیاد سریع با همسری تماس گرفتم و اون هم بعد کلی فکر کردن قبول کرد .من و بابا حمید خیلی از انتخاب اسم دخترمون راضی هستیم امیدوارم دخترم هم بزرگ شد از اسمش کاملا راضی باشه .


کد ٢٨  

نام : ستایش

متن ارسالی از : ستایش بابا

اسم دختر ناز من ستايش است.هدف انتخاب اين اسم از طرف خودم و همسرم اول اين كه اين اسم يك اسم ايرانيه دوم اين كه فرزند هديه خداوند به هر زوجه پس قابل ستايشه.براي هر پدر و مادري فرزندشون قابل پرستشه چون واقعا نوزادي كه خداوند به انسان ميده از هر گونه آلودگي پاكه پس مطهره و مثل قرآن پاك پاكه.خدايا بابت هديه اي كه به من و همسرم دادي از شما سپاسگذارم.


کد ٢٩  

نام : هلیا

متن ارسالی از : خورشید زندگی

چند سالی بود که من و بابایی داشتیم باهم زندگی می کردیم آسمون زندگیمون آبی آبی فرش خونمون سبز سبز دلهامون سرخ سرخ زندگی خوبی را باهم شروع کرده بودیم پر از عشق به رنگ ارغوانی
می خواستیم عشقمون رو به وسعت آسمون آبی پر از ستاره بسط بدیم
می خواستیم نور عشقمون از زیر رنگین کمون زندگی کمونه بزنه و بیرون بیاد
می خواستیم وقتی شبا خورشید خانوم میره پشت ابرا لالا کنه شبهای تنهاییمون بی نور نمونه و تا عشق ما هست دنیامون پر نور باشه
می خواستیم وقتی خورشید خانوم میره پشت ابرا تا بارون رحمت چهره زندگیمون رو نمدار کنه گرمای خورشید ما رودهای محبت زندگیمون رو جاری کنه
می خواستیم پرتوهای خورشید ما گل محبتی که توی باغچه ی زندگیمون کاشته بودیم را نوازش بده
می خواستیم خدا ابرای سیاه رو از روی آسمون زندگیمون دور کنه تا همیشه خورشیدمون رو بین ابرای سپید و پاک ببینیم و به یاد خدا بمانیم

پس برآن شدیم که نام هدیه ی زیبای خداوند را "هلیا" به معنای خورشید بگذاریم.


کد ٣٠  

نام : نازنین نرگس

متن ارسالی از : نازنین نرگس نفس مامان

اسم من نازنین نرگسه خدای مهربون من رو بعداز 10سال زندگی مشترک به مامان وبابا هدیه داد من چهارمین بارداری مامانم بودم نی نی اول مامان قبل از اینکه به دنیا بیاد توی 2 ماهگی سقط شد نی نی دوم مامانم به دنیا اومد ولی نارسایی قلبی داشت وبعد از شش ماه رفت پیش خدا اسم اون نی نی نرگس بود نی نی سوم مامان هم قبل از به دنیا اومدن 5 ماهه سقط شد وای که مامانم چقدر زجر کشید بعد از اون تصمیم گرفت دیگه باردار نشه یه روز یعنی 10 اردیبهشت 87 توی حرم امیر المومنین روبه روی ایوان طلا نشسته بود و یه نگاه کرد ویه اه کشید وگفت من راضیم به همه چیز هر جور شما بخواید وقتی برگشت فهمید بارداره باباجون چون هیچ وقت خاطره نرگس کوچولو رو فراموش نکرده بود گفت اسمش رو میذاریم نرگس ولی از اونجایی که مامان اعتقاد داشت من یه شخصیت مستقل دارم ولی دوست هم داشت بابا اون خاطره تلخ رو فراموش کنه پیشنهاد داد اسمم رو بذارن نازنین نرگس یعنی نرگس ناز و دوست داشتنی حالا من یه سال و نیممه ناز و دوست داشتنیم


کد ٣١  

نام : سوفیا

متن ارسالی از : سوفیا عزیز خاله

ما براي انتخاب نام سوفيا به دنبال يك اسمي مي گشتيم كه هم فارسي باشه و هم معني زيبايي داشته باشه براي همين شروع به گشتن كرديم تا اينكه چشممان به معني اسم سوفيا افتاد كه عاقل و دانا معني مي داد و از آنجايي كه من دوست داشتم دخترم اين دو صفت را داشته باشه اين اسم را براش انتخاب كردم و الحق هم دختر ما الان بسيار عاقل و دانا است به طوريكه همه مي گويند چند سال بزرگتر از سنش است ودرك بسيار بالايي دارد .


کد ٣٢  

نام : امیرمحمد

متن ارسالی از : از نگاه تا لبخند

بابای امیر محمد میگفت همیشه آرزو داشته که اگر یک پسر داشته باشه اسمش رو بذاره محمد میگفت از ائمه اطهار توصیه اکید بجا مونده که این اسم رو واسه فرزندتون بذارین و به تفاهم رسیده بودیم تا اینکه من تو یه کتاب از قول امام رضا(ع) خوندم که اگر نام فرزندتان را محمد میگذارید باید با او به نرمی سخن بگویید و اخمش نکنید ولی گاهی نیازه با اخم و قهر تربیت بچه رو پیش ببری پس چاره چیه؟؟؟ خلاصه بعد از مدت مدیدی با پیشنهاد من اسمش رو گذاشتیم امیر محمد که موقع دعوا کردنش با اسم امیر و تو اوج دوست داشتن و مهربونی با اسم محمدصداش بزنیم و در سایر شرایط امیر محمد همون امیر محمد باشه


کد ٣٣  

نام : امیرعلی / آرین

متن ارسالی از : مامان از کودکیام بگو

مامان واسم می گین چرا من دو اسمه هستم ؟ آره عزیزم. خیلی وقت بود که دلم می خواست این ماجرا رو واست تعریف کنم. حالا که فرصتش پیش اومده دلم می خواد از اول همه رو واست تعریف کنم.
امیر علی؛ این اسمیه که بابایی واست انتخاب کرد. دلیلش عهدی بود که باخدای خودش بسته بود. بابایی نیت کرده بود اگه مشکلات سر راهش در رسیدنمون به هم برداشته بشه و در آینده بتونه ثمره عشق پاک و مقدسشو ببینه اسم میوه دلشو به عشق مولا علی که همیشه ارادت خاصی بهشون داره بذاره علی. مولا هم جواب دل بابایی رو داد و من و بابایی بعد از 3 سال تونستیم با رضایت اطرافیانمون زندگی شیرینی رو شروع کنیم.
آرین؛ اسم انتخابی من از بین صدها اسم اصیل و پاک آریایی بود. دلم می خواست همیشه بوی اصالت رو توی زندگیم حس کنم. ماهها می رفتم سایت ثبت احوال می نشستم دونه به دونه اسمها رو پیدا می کردم. کاری به فراونی اسم نداشتم. تنها اصالت ایرانی و زیبایی معناییش واسم مهم بود.
آرشام / باربد / کوروش ( که عشق همیشگی من بود) / کیارش / آریا / و بلاخره آرین پاک و آریایی
نخواستم پا روی دل بابایی بذارم. عهدی بود که باید بهش وفا می کرد.
خیلی باهم حرف زدیم و به این توافق رسیدیم که هردو اسم رو واست انتخاب کنیم.
امیر علی ؛ اسمی که صدات کنیم
آرین ؛ اسم ثبت شده در شناسنامه تو
انتخاب در آینده با خودته . هر اسمی رو که دوست داری.
اما بدون پسر ایرانی, نژاد تو آریاییه
و مولای تو علی
مثل کوروش کبیر پابرجا و ماندگار باش
و مثل مولا مهربون و شجاع


کد ٣٤  

نام : آذین

متن ارسالی از : madarane

اسم آذین اسم مورد علاقه مادر مرحومم بود که یک ماه قبل از تولد دخترم به طور ناگهانی دچار سکته مغزی شد و هممون مخصوصا منو که هیچ سررشته ای از بچه داری نداشتم تو غربت تنها گذاشتو رفت.منم به احترام مادرم و اینکه دخترم حداقل یه یادگاری از مادربزرگش داشته باشه این اسمو انتخاب کردم و خیلیم دوسش دارم.


کد ٣٥  

نام : ستایش

متن ارسالی از : ستایش

راستشو بخواین منو و بابای ستایش اینقدر که از باردار شدنم تعجب کرده بودیم تا مدتها بچه مون اسم نداشت بعدش که شکمم یه خورده معلوم شده همه می گفتن پسره . ما هم اسمشو گذاشتیم امیرعلی . یه روز که داشتم می رفتم سرکار از پله های خونه افتادم پایین واسه همین مجبور شدم برم سونوگرافی . تازه اون موقع معلوم شد جیگر مامان دختره . کلی ذوق کرده بودیم از ولیعصر تا خونه هی داشتیم اسم دختر انتخاب می کردیم اولش قرار بود اسمش ریحانه باشه . یه هو این سریال ستایش شروع شد و شوهرم با کلی ذوق گفت ببین این این دختره چقدر مهربونه می خوام دخترم این شکلی باشه پس اسمشو می ذاریم ستایش . اینجوری شد که گل ما اسمش شده ستایش خانم .


کد ٣٦  

نام : حمیدرضا

متن ارسالی از : نی نی یا مامان و بابا

ازاین که اسم فرزندمونو حمیدرضا گذاشتیم خیلی خوشحالیم . قبل از این که پسرم به دنیا بیاد تابستان 4/4/88 رفتیم مشهدمقدس و زیارت آقا امام رضا (ع) درسته که زیاد از ازدواجمون نگذشته بود(یه سال و نیم تا دو سال)ولی دیگران خستم کرده بودند در همان هنگام اول از خداوندمتعال وبعد از آقاامام رضا (ع)خواستیم که یه فرزند سالم و صالح به ما عنایت کنه و ما اسم او را با پسوند رضا حتما بزاریم این موضوع را باهمسرم در جریان گذاشتم اون هم قبول کردوقتی که حمید رضا بدنیا آمد خیلی خوشحال شدم به خودم گفتم که دیگه حتمااسمشو رضامیزاریم ولی موقع اسم گذاشتن که شد دیگران موافقت نمی کردند هرکسی اسمی که خودش دوست داشت رو براش انتخاب کرده بودند وصدا می کردندولی من از طرفی نمی تونستم زیرقولم بزنم واز طرفی دیگه روی حرف بزرگترها حرفی بزنم تا این که پسرم چند روزی مریض شدو به بیمارستان بردیم دوهفته تمام در بیمارستان بستری شد ومن کارم ( گریه و زاری ودعا خوندن بود )واز نظر بزرگترها هنوز اسمی براش انتخاب نکردیم . تا این که از خونه به بیمارستان زنگ زدنند وخودشان اسم رضا رو انتخاب کردنند ومن ازاین که بزرگترامون با رضایت خودشان این اسم زیبا رو انتخاب کردنند خوشحال شدم در نتیجه حمید را از حمد ثنای خداوندمتعال ورضا را بنام نامی امام رضا(ع) انتخاب کردیم.امیدوارم که در تمام مراحل زندگیش الطاف الهی وائمه اطهار(ع)شامل حالش گردد.امیدوارم که همه ی کوچولوها سلامت باشد.


کد ٣٧  

نام : پرنیان / پرنیکا

 متن ارسالی از : پرنسس پرنیان

پرنسس من، پرنیان بانو.
حدیث داریم که قبل از به دنیا اومدن، اسم بچه تونو بزارید.
منم مثل اکثر مادرا عاشق داشتن فرزندی از جنس خودم هستم که ناگفته های زنانه مو باهاش به درددل بشینم. عزیزم، من هنوز نمیدونم تو کی به دنیا میای؟ و اصلا" به دنیا میای یا نه؟ هنوز حتی یه تجربه بارداری هم نداشتم اما دلم پُر از تمنای داشتنته. برای همین چندوقته تورو توی رویاهام به دنیا آوردم و ذره ذره پرورشت میدم.
دوست داشتم اسمت بیشترین شباهت رو به اسم خودم (پروین) داشته باشه و درضمن ایرانی و اصیل و امروزی باشه.(البته هر امروزی یه روز دیروز میشه! اما نسبتا" جدید باشه)
به هر حال، از اونجایی که تو هنوز برام یه شعری، یه شعر ناب عاشقانه، و یه نقاشی هستی که هر روز تورو تو خیالم به زیباترین شکل می کشم، دوست دارم اسمتو بزارم "پرنیان" که به معنی حریر منقش و پرده نقاشی هست.
تازه، "پرنیان" به اسم بابایی (احسان) هم میاد و مخصوصا" به اسم داداش شیطونت آریان.
البته یه اسم دیگه هم هست که از اونم خیلی خوشم میاد، اونم "پرنیکا" هست که هم معنی پرنیانه، اما جدیدتره و هنوز فقط 10 نفر تو کل کشور این اسمو دارن و شاید تو بشی یازدهمی!
شاید اسمتو تو شناسنامه گذاشتم "پرنیان" ولی گه گداری "پرنیکا" هم صدات کردم، خلاصه "پرنیان" یا "پرنیکا" (انتخاب با خودت)، قشنگترین شعر و نقاشی من، زودتر بیا که دلم بدجوری بی قرارته.


کد ٣٨  

نام : پرنیا

 متن ارسالی از : آپوشتان

پرنيا
اين اسمي كه براي دوست داشتني ترين موجود زندگيم انتخاب كردم. ميگم انتخاب كردم چون وقتي كه متوجه شدم باردارم با همسرم قرار گذاشتيم كه در صورت تعيين شدن جنسيت اگه دختر بود من اسمش رو انتخاب كنم و اگه پسر بود پدرش. واينطوري شد كه من به تنهايي اين مسئوليت خطيررو به دوش كشيدم.
پرنيا يعني حرير - ابريشم - نرم و لطيف واينها دقيقا اون چيزي كه همه ما از زنهاي زيبا تصورش رو داريم و اون چيزي بود كه من ميخواستم .
يه دختر مخملي زيبا و باهوش .
پرنيا هم آوا با اسم خودم (آنيا)هم هست.
پرنيا از لحاظ تلفظ خيلي خوش آهنگه.
پرنيا از پري هم گرفته شده.اسمي كه براي همهمون آشناست و از كوچيكي دوست داشتيم كه ببينيمشون.
پرنيا قشنگترين و خوش آوازه ترين اسمي كه به قلب و دلم نفوذ كرد
فقط اينو ميدونم كه تا آخرين لحظه هاي زندگيم خودش - اسمش و تمام چيزهايي كه بهش متعلقه رو ميپرستم.


کد ٣٩  

نام : فاطمه زهرا

 متن ارسالی از : دخترم عشق من

سلام من قبل از بارداری و هم در دوران بارداری همیشه متوسل میشدم به خانوم فاطمه زهرا(س).اولین لحظه ای هم که دخترم رو دیدم گفتم خدا رو شکر و ممنونم یا فاطمه زهرا .این بود که نام دختر پاک و بی الایشمون رو گذاشتیم فاطمه زهرا.
فاطمه جان هر دو جهان دل به تو بستم محبان تو هستم#نظر کن زعنایت به فردای قیامت
تا چه قبول افتد وچه در نظر اید

کد ٤٠  

نام : آندیا

 متن ارسالی از : آندیا فرشته کوچک

روزي که فهميدم باردارم و به شوهرم گفتم اون موبايلشو بهم داد و گفت از روي نرم افزار اسمشو انتخاب کن اول خندم گرفت اخه زود بود همين که وارد اسامي شدم وچشمم به اسم انديا خورد انتخاب کردم شوهرم گفت ازکجا ميدوني هنوز تازه نطفه بسته شده ميگي دختره گفتم حس ميکنم و هر بار که به سراغ تعيين اسم ميرفتم اصلا به اسامي پسرانه توجه نميکردم انگار دخترم خودش در 1ماهگي جنسيتشو اعلام کرده بود براي من انديا يعني رابطه قدرتمند مادر و فرزند که هيچ سنوگرافي قادر به فهميدن اين رابطه نيست حتي يک بار شک نکردم دختره بدون اينکه رفته باشم سنو.براي من انديا يعني عشق يعني احساس بين مادر وفرزند يعني وطن .ايران. من عاشق ايرانم وبراي فرزندم اسم اصيل ايراني انتخاب کردم به اميد روزي که اسمهاي ايراني جاي اسامي ديگررو بگيرند.انديا شايد معني خاصي نداشته باشه اما اريايي ست ايراني ا ست زيبا ست .انديا نام همسر اردشير درازدست شهريار هخامنشي است وبه استناد متون کتيبه هاي اشوري منطقه زنجان در قرن نهم قبل ازميلاد انديا نام داشته است .


کد ٤١  

نام : بیتا

متن ارسالی از : دنیای زیبای کودک ما

من و همسرم تصميم گرفتيم كه اسم بچه هامون باربد و بيتا باشه
و بيشترين چيزي كه براي انتخاب اسم برامون مهم بود اين بود كه حتما نام ايراني انتخاب كنيم
و خيلي جالبه براتون بگم كه باربد اسمي بود كه هر دوتاييمون وقتي كه مجرد بوديم دوست داشتيم كه اسم پسرمون باشه و بعدا كه در موردش صحبت كرديم خيلي از اين تفاهم ذوق كرديم و بيتا رو هم من انتخاب كردم چون اسم پر معني و زيبايي هست و به باربد هم مياد
همين


کد ٤٢  

نام : پرهام

متن ارسالی از : پرهام و دنیای تازه

به نام خدا
وقتی نوجوون بودم یه پسر خیالی داشتم به اسم کمیل. بعدها اسمش شد علی. بعد راستین. بعد ارمین. شنیده بودم بعضی از عرفا معتقدند که هر ادمی خودش اسمش رو تعیین می کنه. و وقتی قراره به این دنیا بیاد اون اسم رو توی ذهن پدر و مادر یا اطرافیانش می اندازه. من به این اعتقاد پیدا کردم چون وقتی باردار بودم اولین و آخرین اسمی که به دلم می نشتست پرهام بود. پرهام به معنای ابراهیم. من همیشه به حضرت ابراهیم ارادت خاصی دارم. به عنوان پدری مهربان و خداترس. عاشق زن و فرزند. باهوش و جد پیامبر عزیز خودمون. جالبه وقتی 2 بار لای قران را باز کردم به نیت اسم. هربار هم داستانی از زندگی حضرت ابراهیم می اومد. من پسر عزیزم رو پرهام نامیدم تا مثل هم نام خودش مردی بزرگ و وارسته و باگذشت و باشکوه باشه. امیدوارم من هم لیاقت مادری یه مرد بزرگ رو داشته باشم. امیدوارم خدا اونقدر بهم توان و شادابی بده که یه مرد بزرگ مثل هم نامش به نسل بعدی تحویل بدم. خدایا مراقب همه ی بچه ها باش که می دونم هستی.


کد ٤٣  

نام : طاها

متن ارسالی از : فرشته های روی زمین

نامی نکو گزین که بدان چون بخوانمت /در دلت شادی آید ودر جانت خرمی
همیشه دوست داشتم اسم فرزندم اصیل وایرانی باشه این خیلی برام مهم بود ماه پنجم بارداری وقتی فهمیدم بچم پسره همش ذهنم در گیر اسم شد مثل همه پدر ومادرا با همسرم اسمهای زیادی رو مرور می کردیم (شهریار کوروش پارسا)اسم پارسا رو خیلی دوست داشتم
یک شب خونه مادر بزرگم بودم وضو گرفته بودک که نماز بخونم یکدفعه چشمم به کتاب اسم افتاد برداشتم و نگاهش کردم خیلی عجیب بود تو صفحه سین بودم چون با توجه به فامیل همسرم می خواستم اولش سین باشه یکدفعه یک چیزی توی گوشم زمزمه کرد طاها خیلی عجیب بود بلند گفتم طاها خالم گفت اینقدر دنبال اسم فارسی بودی چی شد گفتم نمی دونم
خلاصه گذشت و من طاها رو گوشه ذهنم داشتم ولی زیاد جدی بهش فکر نمی کردم وقتی پسرم به دنیا اومد بعد از 5 روز خانواده من و همسرم همه دور هم بودیم و می خواستیم به توافق برسیم که خاله من زنگ زد وگفت خواب پدرم رو دیده(پدر من فوت کرده)گفته اسم پسر سارا رو محمد بذارید آخه اسم پدر گلم محمد بود خلاصه توی یک دلهره عجیبی بودم آخه محمد توی خانواده همسرم زیاد بود وپدر همسرم مخالفت کرد ولی گفت اسم طاها رو دوست داره و خیلی یکدفعه دوباره طاها سر زبونها افتاد وقتی معنیشو نگاه کردم دیدم لقب حضرت محمد و دیگه شک نکردم
خوشحالم که این اسم رو اتنخاب کردم حالا پرهام هم یک اسم اصیل با یک معنی زیباست یعنی ابراهیم


کد ٤٤  

نام : نوژا

متن ارسالی از : دخترم نوژا

میخوام همه بدونن که چرا نوژای من نوژاست میخوام درباره اسم کسی بنویسم که با اومدنش زندگیمون رو سر سبز ترو با طراوت تر کرد.نوژا یعنی سرسبز و باطراوت.راستش ما دنبال یه اسمی بودیم که فارسی باشه و معنی زیبایی داشته باشه در ضمن کوتاه هم باشه به تمام سایتها سر زدیم کلی کتاب خریدیم ته اینکه بالاخره تو سایت ثبت احوال این اسم زیبا رو پیدا کردیم زمانی که اسم نوژاروثبت کردیم 51 نفر قبل از ما این اسمو واسه گلهای قشنگشون گذاشته بودن و ما پنجاه و دومین نفر بودیم اینم از راز اسم نوژا


کد ٤٥  

نام : یوسف

متن ارسالی از : فشفشه

من و همسرم قران باز كرديم سوره يوسف امد واين اسم را انتخاب كرديم


کد ٤٦  

نام : ویانا

متن ارسالی از : ویانا و ایلیا

اسم دختر من ویانا است من و باباش اسم ویانا را هم به دلیل اینکه به معنای فرزانگی و دانایی است و هم به دلیل اینکه اسم فارسی است انتخاب کردیم راستش من این اسم را از همان سال اولی که ازدواج کردیم دوست داشتم یعنی دلم می خواست دختردار که شدم اسمش را ویانا بذارم هم از تلفظ این اسم خوشم می آمد هم برای دیگران هم به زبان آوردنش راحت بود و هم وزن و آهنگ خوبی داشت در واقع تقریبآ هم وزن اسم خودم ملیکا بود و آخر اسم مثل اسم خودم با الف تمام می شد
همچنین من می خواستم اسمی که رو دخترم می ذارم جزء اسمهای عجیب و غریب نباشد همچنین اسم دخترم در محدوده شئونات خودمان باشد خیلی دلم می خواست حتی این اسم جزء اسمهای ائمه باشد ولی چون این اسم معنای خیلی قشنگ و پر محتوایی داشت این اسم را انتخاب کردم
همچنین دلم می خواست وقتی دخترم بزرگ میشه اسم خودشو دوست داشته باشه چون شنیدم اسم خوب و بامعنی رو شخصیت شخص هم تاثیر می ذاره خلاصه همه این دلایل من و باباش را ترغیب کرد که اسم ویانا را انتخاب کنیم


کد ٤٧  

نام : روژان

متن ارسالی از : شیرین ترین شیطونک دنیا

خوشبختی من در بودن باتو است و روز تولد تو تقدیر خوشبختی من است نامت هر چه باشد خوب است،روز ميلاد تو باید که مبارک باشد مثل ميلاد آفتاب و نور.روزي كه فهميدم باردار شدم مثل ابر بهار اشك مي ريختم باورش برام خيلي سخت بود هميشه فكر ميكردم خدا با من قهر كرده ولي بالاخره بعد از 4 سال به من لبخند زد.من و همسرم از وجود اين فرشته كوچولو انقدر خوشحال بوديم كه اصلاً برامون مهم نبود جنسيتش چيه فقط دعا ميكرديم كه اين گل گلدون ما، سالم و سرحال باشه وقتي كه فهميدم اين فرشته كوچولو دختره مثل همه مامان و باباها يه ليست از اسامي انتخاب كرديم ولي خيلي سخت بود همه اسمها به نظرم زيبا و قشنگ بودند. معني همه اسمها خوب بود از بين اسامي اسم روژان برام جالب بود كردي بود و معني اون مي شد روشنايي ها و روزها پيش خودم مي گفتم اگه توي روز به دنيا آمد اسم قشنگي مي شه.روژان واژه اي كردي است به معناي روزها و روشنايي.اين فرشته كوچولوي مامان درست زمان سال تحويل به دنيا آمد يعني 1/1/87 توي يك روز آفتابي و بهاري وقتي به دنيا آمد خيلي سفيد بود و چشمهاش برق مي زدهمينطور كه اشك مي ريختم و به صداي گريه اش گوش مي كردم پرستار از من پرسيد اسمش چيه ناخداگاه گفتم روژان وقتي از اتاق رفت بيرون كه مژدگاني بگيره بلند داد زده بود باباي روژان كجاست و همه با تعجب نگاهش كرده بودن كه منظورش كيه! كه باباي روژان بلند داد زده بود منو ميگه با منه يكي از اسمهاش روژان بود كه همه بلندخنديده بودنداميدوارم همه شما والدين به همراه فرشته كوچولوهاي نازتون روزهاي روشني پيش رو داشته باشيد.


کد ٤٨  

نام : سید محمد

متن ارسالی از : گل پسر مامان و بابا

قرارمون از روز دوم بعد از عقد این بود که اسم پسرمون سید مجتبی باشه چند ماه بعد از عقد بود که یه بار پدر شوهرم گفت میخوام اولین نوه ام اسم پدر خدابیامرزم رو زنده کنه!و همسری گفت نه اسم بچه من مجتبی ست موقع عروسی خونه ای که اجاره کرده بودیم یه هفته قبل از عروسی کنسل شد و باجبار رفتیم خونه بابابزرگ سید محمد خدابیامرزهمون ماه اول بود که بعداز چند بار خواب بابابزرگ دیدن که بچه ما رو میخواست ببینه تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم بعد از اون نمیدونیم چرا نمیشد که بلند شیم از اون خونه یک هفته قبل از بدنیا اومدن بچه پدرومادر همسری میرفتن مکه که گفتن اگه خواستین اسمشو بزارین سید محمد وگرنه ما از مقام محمد اسم پسرش مجتبی رو براتون هدیه میگیریم!ولی مرغ ما یه پا داشت بعد از زایمان در جواب سوال دکترم که اسمشو ازم سوال میکرد ناخواد گاه گفتم تا سه روز محمد بعد از اون مجتبی و دکتر در جواب من که وضعیتش رو پرسیدم گفت مثل اسمش ستودنی ست روز پنجم تولدش همسری رفت شناسنامه بگیره که مسئول ثبت احوال میگه خوب اسم آقا محمد کیه و همسری ناخودآگاه میگه سید محمد


کد ٤٩  

نام : بیتا

متن ارسالی از : بی همتا

سلامی به طراوت گل های بهاری به دوستان عزیزنی نی وبلاگی
ما دخترمان را در 4 ماهگی بیتا نامیدیم زیرا 1-معنای واضح و روشنی دارد2-نامی فارسی است3- به نام خانوادگی او می آید و موقع خطاب شدن در محافل اجتماعی ریتم خاصی دارد 4- مطمئنادر روح و روان او تاثیر گذار خواهد بود و امیدواریم او از همه لحاظ معنوی و اخلاقی بی همتا باشد5-در میان اقوام و آشنایان شخصی با این نام نداشتیم.
اما به کسی چیزی در این مورد نگفتیم و ماه ها او را بیتا صدا میکردیم بی خبر از اتفاقاتی که 30 سال پیش افتاده بود و خداوند میخواسته که نام دختر ما بیتا شود تا خوبی کسی را جبران کند.نزدیکی دنیا آمدن دخترمان مادر شوهرم داستان نام گذاری دخترش را برایمان تعریف کرد و اینکه چقدر دوست داشته که نام دخترش بیتا باشدولی در روز نام گذاری پدرشوهرش که فردی مومن بوده به آنها میگوید هر اسمی که دوست دارید بگذارید به شرط اینکه از اسامی ائمه یا اسامی قرآنی باشداو هم به احترام ایشان سخنی از بیتا به میان نمی آورد اما حالا اوپس از 30 سال به آرزویش رسیده و دختری به نام بیتا دارد.من با شنیدن این ماجرا به این مطلب پی بردم که هیچ خوبی نزد خدا گم نمی شود.


کد ٥٠  

نام : فاطمه

متن ارسالی از : خاطرات شیرین فاطمه

آرزوی دختر داشتن و انتخاب اسم برای فاطمه جون . دختر قشنگم زمانی که هنوز تو شکم مامانی بودی،من و بابا جون خیلی دوست داشتیم نی نی گلی که خدا بهمون عطا کرده دختر باشه مخصوصا بابا جون، به همین خاطر لحظه شماری می کردیم تا زمان سونوگرافی فرابرسه، پایان چهارماهگی بود که رفتم سونوگرافی دکتر حکمتی،گفت بچه به پهلویه و جنسیتش معلوم نیست ولی 20 درصد بیشتر احتمال می دم که بچتون (وای خدای من نمی دونید چطور منتظربودم که بگه دختره) دختره، وقتی اینو گفت انگار تمام دنیا رو بهم دادند، نمی دونستم چطور باید از روی تخت بلند شم و بیام بیرون و این خبر رو به باباجون که بیرون مطب بی صبرانه منتظر شنیدن جنسیت دخترش بود بدم. خلاصه کلی خوشحال شدیم شکرگذار خدای مهربون و با خوشحالی تمام به همه گفتیم این جیگری که دارم یه دختر ناز و خوشکله. حالا دنبال اسم دختر و لباسای ناز واسه دختر گلم می گشتیم. چندتاکتاب از دوستام گرفته بودم، نمی دونی مامان جون انتخاب اسم چقدر سخته، دوست داری همه اسمهارو انتخاب کنی و من نمی دونستم چکارکنم، یه روز همینطور که کتاب اسامی دستم بود و داشتم اسمهارو می خوندم کتابو بستم انگاری هیچ اسمی به دلم نمی نشست،به باباجون گفتم بیا اسم دخترمون رو فاطمه بزاریم چون ته دلم می گیه این قشنگترین اسمه و خدا روشکر باباجون هم بدون هیچ چون و چرایی گفت باشه و همه به خاطر این انتخاب قشنگمون مارو تحستین کردند. وقتی فکر می کنم با خودم می گم حتما فاطمه قشنگترین و پرمفهومترین اسمی بوده که حضرت محمد(الهم صلی علی محمد و آل محمد) برای تک دخترش انتخاب کرده و من هم به خاطر این انتخابمون بر خودم می بالم. دختر گلم پس تو هم بر نام خود افتخار کن و همواره در زندگی ات حضرت فاطمه (سلام علیها) را الگوی زندگی قرار بده. الهم بفاطمه و ابیها و بفاطمه و بعلها و بفاطمه و بنیها و بفاطمه والسر المستودع علیها اقض حاجتی و صلی ا... علی محمد و آل محمد.آمین.خدایا به فاطمه ات قسم به تمام کسانی که بی صبرانه منتظر داشتن فرزند هستند، فرزندی سالم و صالح عطا کن.


کد ٥١  

نام : دیانا

متن ارسالی از : دیانا الهه ماه و جنگل

زمانیکه متوجه شدیم خدا یه دختر ناز به ما هدیه کرده شروع کردیم برای پیدا کردن اسمی با اصالت وپر معنی و برازنده کوچولومون
بعد از گشت و گذار فراوون توی اینترنت و کتابهای مختلف به دلایل زیر اسم دیانا را انتخاب کردیم
1- دیانا یا دئنا در کتاب مقدس اوستای زرتشت به معنی وجدان بیدار و نهایت اخلاق انسانی نامیده شده است.(اصالت ایرانی)
2- دیانا در لغت نامه دهخدا
ديان . در دين رومي الاهه ماه و جنگلها و حيوانات و زنان است بهنگام وضع حمل . ديانا مطابق اساطيريوناني آرتميس بود و در معبدش در رم بعنوان الاهه باکره مورد احترام بود و ایزد بانوی شکار و ماه در نزد يونانيان و در ايران قديم ديانا را با آناهيتا مطابقت ميداده اند.
3- دیانا در فرهنگ اوستایی به معنی نیکویی بخش و نیکویی دهنده معنی شده است(پاک و منزه)
4- دیانا در زمین به نام الهه (ایزد بانوی شکار )و در آسمان فاید(سلن ) به نام خدای ماه می باشد.
5- همخوانی حروف اول اسم و فامیل که با حرف دال شروع میشه و خیلی دوست داشتم
6- در مکتب بودا که یکی از ادیان اصلی جهان به شمار میرود و همچنین در مکتب یوگا(مدیتیشن)هفتمین مرحله از مراحل هشتگانه رسیدن به بالاترین درجه طهارت روح و فکر(به معنی توجه و مراقبه عمیق و غیر ارادی )و به معنی مشاهده حالات درونی میباشد.(پاک سازی نفس)
و در آخر دیانا به عنوان الهه مامان و بابا نامگذاری شد.


کد ٥٢  

نام : حسین

متن ارسالی از : پسر مهربون من

نام پسر من حسین است و ماجرای انتخاب ان از این قرار:
یکسال و نیمی بود که من و همسرم دلمون بچه میخواست ولی از
اونجایی که باید خدای مهربون هم بخواد تا بشه ما صاحب فرزند نشده بودیم تا اینکه خداوند بصورت اتفاقی قسمت ما کرد تا
به کربلا برویم .یه شب تو بین الحرمین وقتی داشتم با امام
حسین و حضرت ابوالفضل (ع)درد دل میکردم دلم شکست و گریه کردم
و همون موقع نیت کردم اگر خداوند به ما فرزندی داد و پسر بود
اسمش را حسین بگذارم .به همسرم که گفتم اون هم خیلی استقبال
کرد و گفت عاشق این اسمه.
دوماه بعد از امدن از کربلا باردار شدم و وقتی فهمیدم فرزندم
پسر است دیگر اسم حسین قطعی شدو حالا به طور قطع و یقین
می دانم لطف امام حسین و دعای ایشان نصیبم شد.
حسین به معنی حسن کوچک یا نیکی کوچک است .


کد ٥٣  

نام : ابوالفضل

متن ارسالی از : قشنگترین وبلاگ برای قشنگترین پسر دنیا

خوب قصه ما از اونجایی شروع میشه که من قبل ابوالفضل یه دوقولو 5 ماهه سقط کردم و ابوالفضلو بعد یه ماه از سقطم باردار شدم به خواسته خودم که البته دکترا گفته بودن حداقل باید 6 ماه استراحت کنم بعد و ولی من چون عاشق بچه بودم زودی باردار شدم و ماه چهارمم بود که با همسری سر یه ماجرایی قهر کردم و رفتم خونه مامی جونم و اولین سونو گرافیمو اونجا تنها با مامانم رفتم و وقتی همه زن و شوهرارو باهم دیدم خیلی دلم گرفت به هر حال نوبت من شد بره سونو و دکتر بهم گفت پسره . و خوشحال شدم البته بچه های دوقولوم جفتشونم دختر بودن . و شب اومدم به همسری اس ام اس زدم و گفتم بچه ات پسره و اونم نمیدونید چه خوشحال شد چون عاشق پسره. و یه مسایلی بود که سرش بحثمون شده بود همش دعا میکردم تا مشکلمون زود حل شه و ماه محرم هم بود و نگو همسری هم که سرش به سنگ خورده بود و داشت به راه راست هدایت میشد هر روز برای خودش سی دی نوحه میزاشت تو خونه و گوش میداد. و از این نوحه ها عاشق نوحه حضرت ابوالفضل شده بود که تعریف میکرد حضرت سقای دوعالمه و خودتون بقیه شو میدونید به خاطر همین عاشق مولامون حضرت ابوالفضل شده بود و بهم گفت اگه موافق باشی اسم گل پسری رو ابوالفضل بزاریم منم موافقت کردم چون اسم قشنگ و برازنده ای بود . وقتی آخرای بارداریم بود به همه اعلام کردیم که اسم فسقلیمونو میخواییم ابوالفضل بزاریم همه نه تنها تایید کردند بلکه تشویقمونم کردن به خاطر انتخاب همچین اسم بزرگی.که پسری رو به همون حضرت ابوالفضل سپردیم تا در پناهش باشه.


کد ٥٤  

نام : کارین

متن ارسالی از : پسرم کیان و دخترم کارین

کارین : ازخیلی وقت پیش ، حتی از زمانی که یادمه با بچه ها خاله بازی می کردیم ، توی اون دوران کودکانه سعی می کردم واسه دخترم توی بازی، اسم قشنگی انتخاب کنم و جستجوی من به دنبال اسم همچنان ادامه داشت تا اینکه در دوران دانشگاه ، با اسم کارن (Karen) آشنا شدم . کارن به معنای مبارز و جنگجو . تا اینکه زمان انتخاب اسم ، واسه فرشته کوچولوی خودم فرا رسید .
بعد از جستجوهای زیاد متوجه شدم ، کارن در ایران بر خلاف دیگر نقاط دنیا ، اسم پسر هست و در منابع مختلف اسم یابی مثل سایت ثبت احوال و انواع و اقسام کتابهایی که در این مورد نوشته شده اند ، با نام کارین آشنا شدم .
کارین خیلی از ویژگی هایی که یک نام از نظر من باید دارا باشد ، رو دارا بود . اول از همه ایرانی بودن این اسم بود که من رو علاقه مند کرد . بعد معنی زیبایش ( البته از نظر من ) به معنی اصیل ، ایرانی و آریایی و دیگه همخوانی اسم با نام خانوادگی دخترم که با حرف «ک» شروع می شه و همینطور هماهنگی آن با اسم کیان ، پسرم .
من به معنای اسم دخترم خیلی فکر کردم ، ک + آرین و همانطور که می دونید آرین از آریایی گرفته شده . ((البته این جزء کشفیات خودم هست ))
اینجوری شد که حالا من هم کیان دارم و هم کارین .


کد ٥٥  

نام : بهار

متن ارسالی از : زندگی مامان و بابا بهار کوچولو

راستش رو بخواید من خیلی اسم ملینا رو دوست داشتم برای نی نی بذارم ولی داستان از اینجا شروع شد که مادر شوهرم قبل از قوتش میگفت اگه نی نیب پسر بود اسمش رو بذار سام بعد من هم قبول کردم و وقتی نی نی دختر شد مامانم گفت اسمش رو بذار بهار با وجوود این که خودم ملینا رو دوست داشتم اما به خاطر اینکه مامانم ناراحت نشه قبووووووووووول کردم البته الان اسمش رو خیلی دووووست دارم
من اسم نی نی رو به خاطر مامانم که خیلی دووسش دارم گذاشتم بهار


کد ٥٦  

نام : هدیه

متن ارسالی از : hediye_koochooloo

يكي بود يكي نبود يه ماماني بود كه دوست نداشت بچه داشته باشه چون اونقدر عاقل نبود كه بدونه يه هديه از طرف خدا اونقدر گرانبهاست كه با خودش بركت و رحمت مي آره نه زحمت خلاصه چون دكتر به مامان گفته بود اگه دست دست كنه ديگه هيچوقت خدا بهش هديه نميده بابايي مامان رو راضي كرد كه بچه دار بشن وقتي دكتر فهميد مامان به اين زودي و سادگي باردار شده تعجب كرد و بهش گفت خدا محبت رو در حقت تموم كرده به همين خاطر مامان و بابا تصميم گرفتن اسم دختر نازو قشنگشون رو "هديه" بزارن چون نتنها خودش يه هديه از طرف خدا بود بلكه تمام سهم خودش رو از زندگي و خوشبختي سخاوتمندانه از همون لحظه اول به مامان و بابا هديه داد.


کد ٥٧  

نام : آرمان

متن ارسالی از : آرمان آرزوهایمان

بنام زندگی بخش هستی، خدای مهربون
تمامی انسانها پس از ازدواج،آرزوی داشتن فرزندی سالم و زیبا را دارند. 3 سال اول زندگی مشترکمان بخاطر شرایطی خاص، قصد بچه دار شدن را نداشتیم ولی پس از آنکه تصمیم به بچه دار شدن گرفتیم، متوجه شدیم که این اتفاق صورت نمیگیرد. بعد از گذشت چندین ماه به یکی از پزشکان مطرح درمان ناباروری شهر مراجعه کردیم. زوجهای نابارور زیادی از اقصی نقاط کشور با موقعیتهای مالی گوناگون به امید و آرزوی داشتن فرزندی سالم به آنجا مراجعه می کردند. وقتی به موقعیت و چهره این زوجهای منتظر و گاه غمگین با دلهایی پر از حسرت و آرزوی بچه دار شدن نگاه می کردیم واقعا به ارزش این نعمت بزرگ پی می بردیم و می اندیشیدیم که چرا بسیاری با داشتن بچه، قدر این موهبت الهی را خوب نمیدانند. خدا را شکر که بعد از یک سری درمان آسان و کوتاه باردار شدم. همیشه در طول دوران بارداری صحنه های انتطار و آرزوی بچه دار شدن را در چهره تک تک زوجهایی که در مطب دکتر دیده بودم در خاطرم مرور می کردم و برایشان دعا میکردم. به همین خاطر تصمیم گرفتیم اگر فرزندمان دختر شود نام آن را آرزو و اگر پسر شود آرمان(آرزویی بزرگ و دست یافتنی)بگذاریم. بعد از چند ماه انتظار خدای مهربون آرمان کوچولوی خوشگل را به ما هدیه داد تا گرمابخش زندگی مشترکمان باشد.ای خدای مهربون شکرت.
من و تو
دو صورت تنها
در انتهای سبزترین فرصت رسیدن
شربت وصل چشانیم تنهایی را
با رویش گل عشق
و دمیدن خورشید آرمان


کد ٥٨  

نام : امیرمهدی

متن ارسالی از : عشق زندگی من

براي انتخاب اسم امير مهدي من از اول اسم حسين و مهدي را دوست داشتم.و چون اسم حسين تو خانواده شوهرم بود منتفي شد و انتخاب رسيد به مهدي.مادر بزرگ خدا بيامرزم که عزيز صداش ميکردم خيلي دوست داشت اسم امير مهدي رو مهدي بذاريم و ميگفت مهدي جان بزاريد حرفمو گوش کنيد مامانمم خيلي دوست داشت و خلاصه منم که اسم مهدي رو دوست داشتم اسم انتخاب شد اما چون اسم باباش امير بود مامانم گفت اسم امير و به مهدي اضافه کن.امير مهدي انشالله نامدار باشه .اسمايي که دوست داشتم انتخاب شد.اما نکته اي که هيچوقت از يادم نميره خوشحالي عزيزم بعد از انتخاب اسم امير مهدي بود.همون براي من کافي بود.روحش شاد.


کد ٥٩  

نام : باران

متن ارسالی از : باران مامانی

من مامان باران هستم و باید بگم که انتخاب این اسم برای ما خیلی مقدس و عزیز! ما برای دختر شدن فرزندمون تعیین جنسیت کرده بودیم و خیلی دوست داشتیم اولین نی نی مون دختر بشه و وقتی اولین بار دکترم بهمون گفت که نی نی دختره ما خیلی خوشحال شدیم و جشن گرفتیم فردای اونروز پدر باران توی محل کارش یه پست بالاتر گرفت و همین طور طی چند روز متوالی خبرهای خوش بهمون رسید وقتی خواستیم واسه دخترمون اسم پیدا کنیم یاد این اتفاقای خوب افتادیم و بابای باران گفت این دختر هنوز نیومده مارو غرق رحمت کرد و من گفتم خوشی داره می باره و بابای باران گفت باران و باران بارید و بارید.


کد ٦٠  

نام : نائیریکا

متن ارسالی از : مامان روانشناس

دختر عزیزم من و خاله مهرنوش 10 سال پیش در دوره دانشجویی پیش روی یک مجله میهن دوست به نام مهر ایران کار می کردیم و از یک آقای جوانی (بابایی شما) مقاله ای در مورد زن در ایران باستان داشتیم . و بابایی برخی ازواژه های که در زبان های فارسی،عربی ،انگلیسی،ایتالیایی، فرانسه و آلمانی در مورد زن به کار می روند بررسی کرده بود که تفاوت دیدگاه ایرانی و انیرانی در مورد زن رانشان دهد واژهای زیبایی مانند بانو(:روشنایی)،کنشک(:کوجولوی دوست داشتنی)، دوشست(دوش آرمین"آنکه دوستش داریم")و نائیریکا(شیر زن)و.... این واژه همون دقت به دلم نشست بعدها که فهمیدم بابایی ( همون جوان نویسنده)هم دوست داره اسم دخترش نائریکا باشه سالها پیش از اون که تویی باشی نام زیبات بود و بدین صورت این وازه چندین هزار ساله اوستایی برای 46 امین بار بر روی یک ایران دخت نهاده شد.

انوشه(جاویدان)فر ایرانی.
شادزی
دیر زی


کد ٦١  

نام : ایلیا

متن ارسالی از : ایلیا کوچولو

روز آشنایی بابا و مامان ایلیا، روز ولادت حضرت علی علیه السلام بود واسه همین اونا قبل از اینکه ایلیا کوچولوی ما بدنیا بیاد تصمیم گرفتن یکی از القاب امام علی رو برای پسرشون انتخاب کنن و ترجیح می دادن اسم فارسی باشه همین شد که مامان و بابا رفتن تو اینترنت دنبال اسمای جورواجور گشتن و اسم ایلیارو دیدن و خوششون اومد. بعد از 4سال که تصمیم به بچه دار شدن گرفتن وقتی سونوگرافی هم انجام شد و معلوم شد که بچه پسره دیگه به اسم ایلیا از همون جنینی باهاش حرف می زدن و هر وقت که مامان واسه سلامت نی نی نگران می شد با یاد و توکل به خدا دلش آروم می شد همین دو دلیل باعث انتخاب این اسم زیبا بود آخه ایلیا به زبان عبری یعنی خداوند خدای من است و در سُریانی نام امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب(ع)است.


کد ٦٢  

نام : امیرعلی

متن ارسالی از : تنها بهونه زندگی

ماه رمضان سال 88 بود که من یه تصادف وحشتناک کردم.ولی خدا رو شکر زنده موندم ولی یه هفته مهمون بیمارستان بودم.شب قبل از حادثه شب احیا بود و من تو اون شب کلی گریه کردم و از خدا خواهش کردم که بهمون یه بچه بده.آخه 5 سال بچه میخواستیم و نمیشد.2 ماه بعد از تصادفم فهمیدم که حامله ام.همیشه اسم امیر ارسلان رو دوست داشتم ولی بعد از اون ماجرا قرار شد اسم شازدمونو امیر علی بزاریم.
میدونم که امیر علی یه هدیه مخصوص از طرف خداست.به خاطر همین خیلی خوشحالم که اسمش رو امیر علی گذاشتم.


کد ٦٣  

نام : ایلیا

متن ارسالی از : ایلیا و ویانا

اسم پسر من ایلیا است من و باباش اسم ایلیا را هم به دلیل اینکه جزء اسمهای ائمه است و هم به دلیل اینکه یکی از نا مهای حضرت علی است انتخاب کردیم در واقع ایلیا یکی از نامهای حضرت علی به زبان عبری و سریانی است
راستش ما خیلی اسم پسر انتخاب کردیم ولی من دلم می خواست اسم پسرم جزء اسمهای ائمه باشد و هم تلفظ خوب و راحتی داشته باشد و هم برای دیگران به زبان آوردنش راحت باشد و هم وزن و آهنگ خوبی داشته باشد همچنین این اسم مثل اسم خواهرش ویانا تقریبآ هم وزن اسم خودم ملیکا بود و آخر اسم مثل اسم خودم با الف تمام می شد
انتخاب اسم پسرم خیلی برام سخت بود چون هم می خواستم به اسم خواهر دو قلویش بیاید و هم جز اسمهای ائمه باشد
همچنین من می خواستم اسمی که رو پسرم می ذارم جزء اسمهای عجیب و غریب نباشد همچنین اسم پسرم در محدوده شئونات خودمان باشد همچنین دلم می خواست وقتی پسرم بزرگ میشه اسم خودشو دوست داشته باشه چون شنیدم اسم خوب و پرمحتوا رو شخصیت شخص هم تاثیر می ذاره خلاصه همه این دلایل من و باباش را ترغیب کرد که اسم ایلیا را انتخاب کنیم


کد ٦٤  

نام : امیرمحمد

متن ارسالی از : بهانه قشنگ زندگی

از بچگي تا حالا به ما گفتند كه والاترين و برترين پيامران محمد (ص)بوده و يار هميشگيش امير (ع) پس چه خوب كه اسم فرزندم را تركيب اين دو اسم بگذارم تا هميشه بدونه ريشه اسمش تو آسمونهاست.


کد ٦٥  

نام : ثمین

متن ارسالی از : ثمین بانو

براي پيدا كردن يك اسم زيبا و بامسما براي دخترمون چند تا كتاب خريديم ، از اينترنت كمك گرفتيم و البته نظر پدر و مادرمون رو هم پرسيديم.چون ني ني ما رو خداي مهربون در كمال ناباوري به ما هديه كرده بود و از طرفي دو هفته بعد از فوت مادرجون عزيزم به دنيا اومد خيلي براي همه ي خانواده با ارزش و گرانبها بود به همين خاطر ني ني ما ثمين يعني با ارزش و گرانبها نام گرفت.


کد ٦٦  

نام : مه یاس

متن ارسالی از : مه یاس عشق مامانی و بابائی

حرف های دل بابااحمد
پیامبر اکرم (ص) فرمودند : اولین بخشش و عنایت شما به فرزندانتان، انتخاب نام نیکو می باشد.
سلام به همه ی دوستان عزیز
دخترمون، شیرین‌ترین ثمره زندگی من و مامان سمیه است که عاشقانه و با پیوندی الهى، با هم پیمان بسته ایم و خودِ مشترک را در وجود فرزندمون پرورش می‌دهیم
روزی که مامان سمیه خبر پدر و مادر شدنمون رو بهم داد از خوشحالی نزدیک بود از تصادف کنم !... اما همونجا بودکه روح کوچیکش بدادم رسید و همون لحظه تصمیم گرفتم اگر نی نی مادختر شد مامانش اسمش و بگذاره !
خدا دخملی رو بعد از 4 سال بهمون داده بود اسم قشنگش هم مثل خودش هدیه ی مامانش بود برای بابایی !
« مه یاس » اسمی بود که مامان سمیه از همه ی اسم های مورد نظر بیشتر دوستش داشت , گوشه ای از لقب حضرت فاطمه(س) الگوی تمام دختران ایرانی و به معنای «زیبا و با طراوت و بهاری» که البته مه یاس عزیز متولد بهار هم هست.
مامانی سپیده دم صبح روزی که می خواست بره بیمارستان و من و به دیدار دخترم دعوت کنه چند تا اسم نوشت و گذاشت لای قرآن و از من خواست تا یکیش و بردارم با اینکه قبلا با اسم دخترم مه یاس موافقت کرده بودیم اما بازم اسرار داشت که من باعث انتخاب اسمش باشم. منم بادیدن اسمی که انتخاب کردم اشک توی چشمهام حلقه زد. مامانی هم با دیدن اشک هام کلی گریه کرد یک جور هایی اسمت با اینکه از اسمای ائمه نبود از طرف خدا هم تایید شد به نظر من و مامانی اسم باید دلنشین و پر معنا باشه چرا که همه ی نی نی ها هدیه های الهی اند و پدر و مادر ها باید اسم نیکو به اونها هدیه بدهند .به امید سلامتی همه غنچه های باغ زندگی هامون.


کد ٦٧  

نام : آبتین

متن ارسالی از : آبتین عزیز دل مامان

یکی بود یکی نبود، بابا فرزاد و مامان نسیم وقتی فهمیدن که دارن نی نی دار می شن خیلی خوشحال بودن . از همون روزهای اول دنبال یه اسم قشنگ و با معنی و حتما ایرانی می گشتند برای نینی شون . البته بابا فرزاد قبل از اینکه بابا بشه ، از زمانهای دور اسم " آبتین " رو خیلی دوست داشت . اما بازم به دنبال اسم بهتری بودند. در نهایت اسمهای آبتین ، آرشام و پارسا کاندید شدند . که همشون ساده ، قشنگ ،ایرانی و با معنی بودند. اما کدومشون برازنده گل پسر بود؟
قرآن به کمک اومد. اسمها رو بین صفحات قرآن گذاشتند ، مامان نسیم چشمهاشو بست و یه دونه اسم رو بیرون اورد. آبتین بود .
اسمی که هم قشنگه هم بامعنی ، با آساره که فامیلی آبتین هست هم همخوانی داره .
بتین (آتبین) یکی از شخصیت های شاهنامه است. نام همسرش فَرانک و فرزند آن دو فریدون نام داشت. آبتین به معنای کسی است که به تعالیم زردشت عمل می‌کند و خوش کردار خوش گفتار خوش پندار است.
آبتین را گاوی به نام پرومایه به همراه سیمرغ در کوه قاف بزرگ کردند. ضحاک که سالها به نیرنگ حکومت را در دست داشت وقتی آبتین هنوز شیرخوار بود، خواب دید که به دست فرزندی از او کشته می‌شود. به همین سبب سربازانش را در پی آبتین فرستاد. اما سیمرغ او را پنهان و به پرومایه که گاوی سرخ موی بود سپرد تا شیرش دهد. آبتین که سر سلسله پادشاهان پیشدادی است سالها پنهانی زندگی می‌کرد.
در لغتنامه دهخدا این نام به معنای روح کامل و انسان نیکوکار آمده‌است. و صاحب برهان معنی آن را نفس کامل و نیکوکارو صاحب گفتار و کردار نیک و اسعدالسعداء آورده‌است.
آبتین نام یکی از فرماندهان و پهلوانان ایرانی نیز بوده‌است.
امیدوارم که در آینده پسرم از اسمش خوشش بیاد و بهش افتخار کنه


کد ٦٨  

نام : مهرگان

متن ارسالی از : مهرگان

سلام.دخترم.
میدونم یه روزی از من میپرسی :مامان مهرگان یعنی چی؟چرا اسم منو گذاشتید مهرگان؟
عزیز دل مامان.قرار بود اسم شما رو بذاریم ویانا یا یسنا
ولی شما اونقدر عجله کردی و زودتر از موعد,یعنی 19 مهر به دنیا اومدی و در تقویم ایران باستان همزمان با جشن مهرگان ایرانیان .ما هم به پاسداشت سالم بودنت و زود آمدنت اسمت رو مهرگان گذاشتیم به معنای زمان ستایش خورشید.


کد ٦٩  

نام : اسماء

متن ارسالی از : دختران من

اسماء = کنیز حضرت زهرا-جمع اسمها دربرگیرنده تمام اسامی خداوند
دخترعزیزم اسماءوقتی مامان فهمید بارداراست تصمیم گرفت اگردخترباشه نام کنیزحضرت زهرا را برای تو انتخاب کند باباهم قبول کرد ومانظرکردیم اگردخترشد بذاریم اسماء تاهمیشه یادت باشد کنیزی حضرت زهرا را ازیادت نبری .


کد ٧٠  

نام : سام

متن ارسالی از : فرشته مامان و بابا

ماجرای اسم گذاری پسرم به اسم سام
قبل از تعیین جنسیت نی نی من با اقای همسر قرارداد بستیم که اگه نینی دختر بود تصمیم قطعی با اون باشه و اگه پسر بود با من وقتی بهمون گفتن نی نی پسره ما هم شروع کردیم به نوشتن لیست و نظر خواهی از اطرافیان و تنها اسمی که تو لیست نبود اسم سام بود یه شب که داشتم اشپزی کار می کردم و اقای همسر جوی تلویزیون داشت مطابق همیشه کانال عوض می کرد یه دفعه یه صدایی منو به خودش جذب کرد برنامه چراغ خاموش شبکه 3(برنامه ای برای تبلیغ درست مصرف کردن برق)بود و صدا متعلق بود به یک دوبلر صدا و سیما که جای شخصیت ان شرلی در خانه سبز حرف می زد . اون خانم با اون صدای زیباش ما رو جادو کرد در ضمن حرف زدنش گفت که یک پسر 18 ساله به اسم سام داره در همون لحظه ما هر دو از این اسم خوشمون اومد و از همون لحظه اسم پسرمون شد سام


کد ٧١  

نام : طهورا

متن ارسالی از : هدیه زیبای خداوند

من از اول حتي زمان مجرديم هر وفت كه خواب ميرفتم و خواب بچه ميديدم خواب ميديدم كه دو تا دختر دارم به نامهاي فاطمه و زينب زماني كه ازدواج كردم و حامله شدم خيلي دوست داشتم بچه مون دختر باشه و دوست داشتم اسمشو بزارم فاطمه الزهرا كه باباي طهورا گفت خيلي سخته و چون طهورا توي ماه محرم بدنيا ميومد باباي طهورا خيلي دوست داشت اسم دخترمون رو زينب بذاريم و من دوست داشتم بذاريم فاطمه اسم طهورا هم توي نظرم بود زمان مجرديم دهه محرم توي برنامه زيارت عاشورا اقاي ثمدي آملي رو دعوت كرده بودن ايشون از روي يه كتاب مقتل ميخوندند و گفتند كه امام حسين دو تا دختر داشتند به نامهاي طهورا و صفورا از همين جا اين اسم هم توي ذهنم مونده بود اين سه تا اسم رو گذاشتيم وسط قرآن و اسم طهورا از بينشون بيرون اومد اين شد كه اسم دختريمون طهورا خانم شد اميدوارم كه خداوند هم از اين نامگذاري ما خشنود و راضي باشه دختري ما درست روز 11 محرم بدنيا اومد
نام طهورا دو دو تا از ايه هاي قران هم هست به نام ماه طهورا و شرابا طهورا و معني اسمش هم پاك کننده است


کد ٧٢  

نام : محمد حسین

متن ارسالی از : مرد کوچک

شاید همه آدمها توی زندگی دلایل زیادی رو برای خیلی از کارهاشون داشته باشن اما گاهی لحظاتی توی زندگی تک تک ما آدمها است که در پاسخ به خیلی از چراها بهت زده می ایستیم و ففط نگاه می کنیم و شاید بگیم نمی دونم .....؟
انتخاب اسم برای عزیزترین موجودی که در وجودت شکل می گیره به نظرم جز همین موارده!
من اسم محمد حسین رو برای پسرم انتخاب کردم، به نظرم اسم حسین اسم زیبایی است اسم انسانی که همه هستی اش را قربانی عشقی می کند که سراسر وجودش با آن عجین شده ! عشقی زیبا به معبود خویش !
حسین اسم انسانی است که پدر و مادر و جد بزرگوارش بهترین انسانهای روی زمین بودند ، همانها که زیباترین بهانه آفرینش هستی بودند. دلم می خواد وقتی پسرم به همه اینها فکر میکنه این نام اونو توی مسیری قرار بده که جد بزرگوارش هم به وجودش افتخار کنه!
یا حق!


کد ٧٣  

نام : امیرحسین

متن ارسالی از : هستی من امیرحسین

سلام.من کلا عاشق اسم ايمه (ع) بودم وداستان اسم امير حسين مربوط ميشه به بدنيا اومدنش = تو ماه محرم=زرديش =و تعويض خون شدنش=من اسم امير حسام و انتخاب کردم و باباش يونس.اما بدنيا اومدنش مصادف شد با ماه محرم و زردي بالا ۲۹ و تعويض خون شدنش و بستري شدنش تو دو هفته و من همش دعا ميکردم که هر چه زودتر خوب شه.که بابا بزرگش گفت چون تو ماه محرم بدنيا اومده اسم صاحب اين ماه و روش بذاريد منم که عاشق اسم حسين بودم انتخاب کرديم امير حسين.خيلي روزهاي سختي بود خود اقا کمکمون کرد.انشالله همه بچه ها زير سايه پدر و مادرشون به سلامتي زندگي کنند.


کد ٧٤  

نام : آنیتا

متن ارسالی از : ماه من

وقتی فهمیدم که باردارم منو همسرم تصمیم گرفتیم اگه بچه مون دختر باشه اسمی که براش انتخاب میکنیم در حین اصالت و مفهوم زیبا داشتن به اسم من شبیه باشه و اگه پسر بود به اسم پدرش ...
تا اینکه معلو م شد که بچه مون دختره ... یه شب تو حالت خواب و بیداری اسم آنیتا به فکرم رسید و وقتی معنیشو خوندم هم من و هم همسرم اونو پسندیدیم
آنیتا مخفف اسم آناهیتا الهه آب در دین زرتشت است به معنی از بین برنده پلیدی و نا پاکی
همیشه فکر میکردم خدا خانومهای باردارو خیلی دوست داره چون یه فرشته کوچولو همیشه همراهشونه ... فرشته ای که لحظه تولدش همه گناههای مادرشو پاک میکنه ...
حالا آنیتای من به زلالی آبه و با وجود پاکش ناپاکیهارو از زندگی ما میبره ...


کد ٧٥  

نام : شاینا

متن ارسالی از : عشق مامان و بابا

اساس هر زندگی بر پایه عشق است. بنابراین از انجایی که من و همسرم نیز این مساله را مد نظر داشتیم. خواستیم حروف عشق را با حرف اول اسم سه نفرمون شروع کنیم. اسم من عالیه است اسم همسرم قاسم پس ما حرف ع و حرف ق رو داشتیم فقط حرف ش رو کم داشتیم که اونم با اومدن دخترمون که اسمش شاینا است کامل شد. البته اسمای زیاد دیگه ای هم بودند که با ش شروع میشدند ولی بنظر ما دونفر این جدیدتر بود.چون بمعنی زیبا وقشنگ است.


کد ٧٦  

نام : آیناز

متن ارسالی از : آیناز زیبای کوچک

سلام به همگي
من ايناز هستم الان 6 سالمه مامان من اصلا اهل کامپيوتر نيست وقتي فهميدم خاله برام يه وبلاگ ساخته خيلي خوشحال شدم بهش گفتم ميخوام خودم تو مسابقه شرکت کنم خالم هم گفت بيا اينجا هر چي دوست داري بگو تا بنويسم اي کاش مامان منم يه کمي حوصله داشت عيبي نداره خاله برام مينويسه مامان ميگه قبل از اينکه به دنيا بيام تو کتاب اسم گشته واين اسمو برام انتخاب کرده معنيش هم نميدونه ولي خاله جون بهم گفت ايناز يعني چشمه نور منم اسممو خيلي دوست دارم ولي بيشتر از اون دوست داشتم مامانم معنيشو ميدونست .راستي خاله جون تو هم اسم اينازو دوست داري؟
اينا عين کلمات ايناز بود که براش نوشتم ايناز راست ميگه جدا مامانش معني اسمشو نميدونست در عوض من بهش گفتم وگفتم نگران نباشه اگه مامانش به کامپيوتر علاقه نداره من هر کاري از دستم بر بياد براش ميکنم


کد ٧٧  

نام : محمدحسین

متن ارسالی از : محمد حسین عشق جاودان

سلام پسر عزيزم مي خوام امروز داستان اسم گذاشتن رو برات بنويسم .ميدونم برات حتما جالبه .
من هميشه دلم مي خواست يه پسر داشته باشم تا وقتي بزرگ شد با هم بريم بيرون و کلي ...خدا هم يه پسر گل و دوست داشتني به من هديه کرد .
وقتي تو دلم بودي و هنوز مشخص نبود دختري هستي يا پسري من و بابايي با هم صحبت کرده بوديم ومن گفتم اگه دخمل باشه مانا و اگه پسمل باشه ماني و دليلش هم اين بود که معني اسم برام مهم بود معني اين اسم ها ماندگار .جاودان بود.
يه مدت گذشت .با خودم فکر کردم انسانيت بايد ماندگار باشه .رفتار و شخصيت انسان به اسم ماندگاري مي ده .ابهت مي ده ...
من از بچگي عاشق امام حسين (ع) بودم و اينکه اسم پيامبر هم براي من با عظمت بود و اين اسم يه جورايي عظمت و بزرگي رو در ذهنم به تصوير
مي کشيد .
يه روز صبح به بابايي گفتم اگه دخمل باشه فاطمه خانم و اگه پسر باشه محمد حسين .البته اين حديث پيامبر رو هم دوست داشتم حسين از من است و من از حسينم و بر اين باورم اسم در شخصيت انسان هم تاثير مي زاره .اميداوارم وقتي بزرگ شدي مثل اسمت بزرگ و ماندگار باشي .
جالبه بدوني که در ماه رجب ماه بعثت پيامبر شما مهمون دله مامني شدي و در ماه ربيع الاول ماه تولد پيامبر به خونه ما روشني بخشيدي .وقتي هربار صدات مي کنم يه حس خوش آيندي به من دست مي ده . اميدوارم ماندگار باشي وبا عظمت
بگذار عظمت در نگاه تو باشد نه به آنچه که مي نگري ...محمدحسين مامان


کد ٧٨  

نام : امیرعلی

متن ارسالی از : امیر علی عشق زندگی من

سلام پسر کوچولوی ما اسمش امیر علی هستش
راستش میخواستم اسمش اصیل وایرانی ویه اسمی باشه هرچی باباش میگفت علیرضا من قبول نمیکردم میگفتم باید ایرانی باشه ولی خدازد پس کله ام پسرم 7 ماهه دنیا اومد تو ماه رمضون شبهای قدر
نمیدونم چی شد که تو راه بیمارستان با اون حال بد یدفعه گفتم خدایا سالم باشه اسمش رو میگذارم امیرعلی و خدا لطف کرد وپسرم سالم اومد خونه واقعا معجره بود خداروشکر


کد ٧٩  

نام : رادین

متن ارسالی از : پسرم رادینم

خدای مهربون پسر عزیزمو بعد از 7 سال و با برنامه ریزی کامل به ما عطا کرد. از اونجا که فامیلی پدرها روی بچه ها ماندگار میشه من هم تصمیم گرفتم اسم فرزندم و خودم انتخاب کنم و بقیه فقط میتونستن پیشنهاد بدن و من هم بعد از چهار ماه انتظار بی صبرانه وقتی فهمیدم عزیزم پسر، شروع به نوشتن اسمها روی کاعذ کردم و روز به روز به این اسمها اضافه می شد تا اینکه حدود 7 ماهه بودم که اسم رادین رو به پدرش پیشنهاد دادم به معنی جوانمرد- مرد بزرگ به محض گفتن این اسم انگار که پدرش یهو قفل کرد و بعد از کمی نگاه کردن به من گفت این اسم عالیی و بهترین اسمه، هم معنی زیبایی داره هم ایرانی و جدیده و بعد از اون هرچی که اسم پیشنهاد دادم قبول نکرد و همیشها براش ساز میزد وشعر میخوند.امیدوارم در آینده مانند پدرش مردی هنرمند و مانند اسمش مردی بزرگ و جوانمرد باشه.


کد ٨٠  

نام : ستایش

متن ارسالی از : ناز دونه خونمون ستایش

من اسم دخترم رو به این دلیل ستایش گذاشتم ماه رمضان دعای جوشن کبیر شب های قدر در مسجد می خواندند من هم موقع خواند دعا با اسم ثنا روبرو شدم که به معنی آن نگاه کردم دیدم می شود حمد و ستایش به این دلیل اسم گلم را ستایش گذاشتم.


کد ٨١  

نام : نگار

متن ارسالی از : نگار من

به نام خداي قشنگم

وقتي قرار است تو به دنياي زيباي من پابگذاري و عطر وجودت خانه خاكيم را افلاكي كند
به دنبال نامي گشتم تا دنيايم را شادتر و مهرت را در دلم پايدار كند

دختري زيبا هديه شده از خداوندگاري زيبا

به همراه پدرت تفال به حضرت حافظ زديم و چنين آمد:
"نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت..... به غمزه مسئلت آموز صد مدرس شد"

و من نگارت ناميدم
تا زيبايي خداوندي را به يادم بياوري كه هميشه همراهم بوده و هست
وترا نيز هميشه به او مي سپارم
چشم اميدم بر اوست
چرا كه برترين نگار اوست


کد ٨٢  

نام : پانیذ

متن ارسالی از : دختر مو طلائی مامان

اسم دختر من پانیذ به معنای شیرینی و قند است. حالا چرا این اسم و انتخاب کردیم
دوستان من این دخترم رو از ازدواج دوم دارم. ازدواج اولم خیلی ناموفق بود. بدلیل اعتیاد همسرم و ... از ازدواج اولم یک پسر دارم ولی باور کنید که اصلا" او را حس و لمس نکردم. هنوز هم خیلی دوست دارم بغلش کنم الان پسرم 14 سالشه ولی من اونو از 5 سالگی ندیدم برای همین هم خیلی زندگی دشواری داشتم و همیشه دوست داشتم بچه مو بغل کنم و همیشه احتیاجاتش و برآورده کنم ولی افسوس...
ولی از آنجائیکه خداوند منو دوست داشت ، یک مرد خوب و قسمت من کرد و البته یه دختر خشگل و دوست داشتنی. ما هم بخاطر وجود این شیرینی، اسم دخترمون و پانیذ به معنی شیرینی و عسل گذاشتیم که واقعآ زندگیمون و پر از مهر و دوست داشتن و شیرینی کرد.


کد ٨٣  

نام : مائده

متن ارسالی از : فرشته آسمانی

وقتی برای بار سوم حامله شدم چون 2دفعه قبل سقط کره بودم خیلی دل نگران بودم که ایا میتوانم مادرشوم یا نه ؟ یک شب که مشغول خواندن سوره مریم (ع) بودم که گفتند ( چگونه من باردارم در صورتیکه هیچ مردی به من نزدیک نشده؟)) وحی امد که وقتی اراده خداباشده نیازی به علت نیست با خودم گفتم پس خدا اگر بخواهد بچه من هم سالم میماند و همان جا نذر کردم که اگر دختر باشد نام مائده ( غذای بهشتی که برای حضرت مریم فرود می امد) گذارم وبا وجود اینکه دکتر 2 بار گفته بود بچه پسر است اما من احساس میکردم او فقط مائده وبالاخره فرشته کوچولوی من مائده زیبا بدنیا امد خداراهزاران مرتبه شکر و درود بر حضرت مریم پاک و دختر دومم را مارال گذاشتیم چون اسم مارال را دوست داشتم و جالب اینکه مارال چشمان سیاه وزیبایی دارد که همه میگویند الحق که مارالی ( مارال در زبان ترکی بمعنی غزال -آهو _نیکو)وبعضی ها به او میگویند چیش سیاه زیبا یا بقول خاله راحله چیش درشتو


کد ٨٤  

نام : رادین

متن ارسالی از : مرد کوچک خونه

اسم پسر خوش تیپ من رادین .این که از قدیم گفتن که اسم شخصیت میاره تو ذهنم مونده بود تااینکه متوجه شدم که باردارم از همون اولش حس می کردم که بچه ام پسر به خاطر همون هرروز تو اینترنت دنبال اسم براش بودم می خواستم یه اسمی باشه که 1- تک وباکلاس باشه 2- کوتاه وتلفظش راحت باشه 3- معنی زیبایی داشته باشه ( واقعا هم معنی اش خیلی زیباست جوانمرد ، بخشنده )4- طنین دلنوازی داشته باشه 5- موقع صداکردنش دلم بلرزه 6- توجمع بهش افتخار کنه7- مجبور نشه وقتی پرسیدن اسمت چیه یه اسم مستعار بده 8- بزرگ که شد سعی کنه شخصیتش به اسمش بخوره 9- دوست دخترش یا زنش بتونه بگه رادین جونم ...واز اونجا که شوهرم اختیار اسمشو به من داده بود باخودم گفتم چه اسمی بهتر از رادین البته خونواده شوهرم وقتی فهمیدن پسره می خواستن اسمشو بذارن امیر حسین اونم اسم قشنگی ولی باب میلم نبود چیزی نگفتم باورتون میشه قبل تولد رادین هیچکس اسمشو نمی دونست وموقع تولدش انتخاب اسم رادین برا ی همه یه سوپرایز جالب بود ... امیدوارم که از اسمش خوشش بیاد....


کد ٨٥  

نام : پوریا

متن ارسالی از : دلبندم پوریا

قبل از اين كه به فكر بچه دار شدن بيفتيم به شوشو گفتم كه دوست داري اسم بچه مون رو چي بذاريم شوشوهم كه اصلا به اين جور چيزا فكر نمي كرد گفتش تو هم عجب حرفهايي مي زني وقتي هنوز بچه اي وجود نداره اسمو ميخواي چيكار كني ..خلاصه با اين حرف حسابي خورد تو ذوقمون ...از اون روز چند ماه گذشت و من مامان شدم و بعد از سونوي 4 ماهگي فهميديم خدا بهمون يه گل پسر داده ..از اون موقع حس مادر و پدريمون گل كرد و ما به فكر اسمش افتاديم ..اسمي كه من پيشنهاد دادم رو توي زمان مجريديم دوست داشتم و مي خواستم كه يه روزي اسم پسرم باشه ..شوشو هم گفت اسم قشنگيه ....از اينترنت معني و ريشه شو جستجو كردم و فهميدم نام عارف و پهلوان ایرانی محمود خوارزمی صاحب کتاب « کَنزُ الحقائق » هست بنابراين تصميممون رو گرفتيم و اين اسم توسط من و شوشو مهر تاييد خورد ..بعد از به دنيا اومدن پسرمون جشن نام گذاري براش گرفتيم و همه پرسيدن خوب اسم اين گل پسر قراره چي باشه؟؟ اونوقت من و شوشو با هم گفتيم ((پوريا )) 


کد ٨٦  

نام : دانیال

متن ارسالی از : دن دنی مامان

خيليها از ما پرسيدند كه چرا اسم پسرتان را دانيال گذاشتيد ؟
2 - 3 سالي بود كه ازدواج كرده بوديم من اهل شيراز و باباي دانيال اهل يزد - نوروز 1388 بود من و باباي دانيال و مادربزرگ رفته بوديم شيراز جاتون خالي . چند روز كه از نوروز گذشته بود تصمييم گرفتيم كه همراه دايي بريم اهواز و شوش و چغازنبيل.
هيچ وقت هيچ وقت اين صحنه رو يادم نميره ((
داشتيم مي رفتيم طرف شوش دانيال كه تصادف كرديم ))تو شهر قريب و از همه بدتر تعطيلات نوروز .بعد كروكي - پليس گفت كه ماشينو تا بعد از تعطيلات بايد تو پاركينگ باشه.آخه تقصير كار ما بوديم. همونجا بود كه تو دلم گفتم"خدايا به دل راننده اي كه با هاش تصادف كرديم بنداز كه رضايت بده و نذر مي كنم اگه پسر داشدم اسمشو بذارم دانيال و... راستشو بخواين خيلي دلم شكست" . هنوز خيلي از نيتم نگذشته بود كه خود راننده اومد ما رو برد خونشونو و با بابايي رفتند پيش يه تعمير كار آشناو رضايت دادند
خدا رو شكر مي كنم كه برامون اتفاقي جاني نيفتاد مخصوصا" برا مادربزرگ . خوب سرتون درد نيارم .به امید سلامتی همه غنچه های باغ زندگی .


کد ٨٧  

نام : پارمیدا

متن ارسالی از : پارمیدا عسلی

من و همسرم زماني که نامزد بوديم طبق علاثه همسرم و چون اسم اصيل ايراني در تاريخ مي باشد تصميم گرفتيم اگر زماني خداوند به ما عنايت کرد و لياقت داشتن فرزند را به ما نصيب کرد و آن هم دختر اسمش را بگذاريم پارمیدا: مترادف: پارمیس، به معناي پر دانش و دانا، پر مهر و پرعهدوپیمان، بهشت کوچک، دختر باران(عروس باران)، نام دختر برديا و نوه كوروش و من هم گفتم اگر پسر بود پارسا که به اسمش بيايد. و زماني که دخترم به دنيا امد و شوشو تصميم گرفت برود شناسنامه بگيرد باز از ثبت احوال تماس گرفت و گفت اگر مي خواهي اسم ديگري بگذارم اما من گفتم نه چون از قبل انتخاب کرديم و در دوران بارداري همش پارميدا صدايش کردم.


کد ٨٨  

نام : محمدمتین

متن ارسالی از : میوه دلم محمد متین

نام میوه دلم را محمد متین گذاشتیم به این دلیل-1محمد نامی بین المللی در جهان ،بخصوص جهان اسلام است ومعرف مسلما ن بودن فرد است وشخصیت حضرت رسول را تداعی میکند که حقوق همه انسانها از سیاه و سفید ،زن و مرد،دارا و ندار را یکسان می شماردودینش که اخرین دین است و پیام اور صلح ودوستی و برابری و برادری است.چون نام پدرش هم محمد بود از متین هم استفاده کردیم که یکی از اسماء خداست به معنی محکم،پا برجا،استوار،باوقار،سخت،سفت، قوی ونیرومند است (ذاریات/58)


کد ٨٩  

نام : مانی

متن ارسالی از : مانی...تنها بهانه زیستن

من و نیما بعد از 9 سال تصمیم گرفتیم که عشقمون رو کامل کنیم. تو یه روز گرم تابستون فهمیدیم که خداوند بزرگ یه فرشته آسمونی رو به ما عطا کرده که یه روز برفی سفید قشنگ یعنی 12/12/1389 قدم روی زمین گذاشت و شد تنها بهانه زیستن .خیلی دنبال اسم گشتیم بر خلاف خیلی ها برامون مهم نبود که به اسم من یا نیما بیاد. معنی اون برامون مهمتر بود . این بود که اسم " مانی" رو انتخاب کردیم.
" مانی " در لغت به معنای نادر ، بی همتا و یکه و تنها ست.
" مانی " به معنای دانشمند نیز هست.
و همه می دونیم که پیامبری نیز به همین نام در زمان شاپور اول زندگی می کرده و آئینی رو پایه گذاری کرده که بنام آئین " مانوی" مشهور است.


کد ٩٠  

نام : ماهان

متن ارسالی از : نازدار مامانش

سال 87 من و همسرم عازم سفر به مشهد مقدس شدیم وقتی وارد حرم شدم از ضامن آهو خواستم همه اونایی که نی نی میخوان حاجتشون بر آورده بشه منم بین اونا باشم قربون امام رضا حاجتم بر آورده شد وخدا پسری ناز و زیبا بهم هدیه دادو چون امام رضا ماه مشهد است منم اسمش را گذاشتم ماهان یعنی شبیه ماه
واز اینکه پسری به این خوبی دارم آرامم و از اینکه در کنارمه شادابم.


کد ٩١  

نام : سارا

متن ارسالی از : سارا وارد می شود ...

سام علیک!
من از بچگی آرزو داشتم یه برادر کوچیک داشته باشم!اما خدا بهم یه خواهر کوچیک داد!وقتی مامانم 5 ماهش بود بابام ازم خواست که اسمشو "من" انتخاب کنم!منم خودمو توی در و دیوار زدم که اسم پیدا کنم...با کمک دوست صمیمیم به جست و جو پرداختیم...دنبال یه اسمی بودم که کسی نتونه مسخرش کنه...اسمایی که مینویسم اصلا منظور دار نیست و فقط از روی خنده گفتم!
حوری:بابا قوری
نگار:منقار
یاس:ساس
پروانه:شته...حشره
نایریکا:ریکا
پروشات:فتو شاب
والا:بپر بالا
مهتاب:شب تاب
و...که یادم نیست!جالب اینجاست که تقریبا القاب با اسم ها بی ربط هستند!در نهایت وقتی میخواستم اسم مورد علاقمو رو ارایه بدم بابام گفت دیر شده!این گونه شد که اسمش را سارا نهادند!!!!
الان اون اسم تو گلوم گیر کرده!


کد ٩٢  

نام : صبا

متن ارسالی از : صبا ناناز

صباناناز لطف خدا بودوبس...
مامان سارا و بابا ابوذر در دوران نوجوانی و جوانی خود بدون اینکه از هم شناخت وآشنایی داشته باشند تو رویای خودشان عاشق اسم صبا بودند از انجایی که اسم صبا به معنای نسیم باد خنکی است که از شرق می وزد. تا اینکه زمان انتخاب اسم دخترمان فرارسید قرارشد هرکدوم از ما اسم مورد علاقه اش رو روی کاغذی بنویسد ماهردو نوشتیم و کاغذهارو به همدیگه نشون دادیم جالب این بود که هردو نوشته بودیم"صبا" وتا امروز نسیم باد عشق صبا در زندگیمون جاریست...


کد ٩٣  

نام : آراد

متن ارسالی از : آراد قلب مامانی

اراد يعني فرشته
بعد از اينكه فهميديم ني ني ما پسر هست چند ماه تحقيق كرديم بالاخره يك ماه مانده به تولد ني ني مون اسم اراد رو براش انتخاب كرديم به اين دلايل:
1- معني فرشته تدبير و مصلحت
2- متانت اسم كه تا پيري هميشه و هيچ وقت خجالت زده ي اسمش نشه
3- تك بودن اسم كه زياد تو بورس نيست
4- اصيل بودن اسم
5- تلفظ نزديك با اسم بابا جون و داييهاش
حامد حميد وحيد اراد


کد ٩٤  

نام : شایلی

متن ارسالی از : شایلی دردانهء چشم آبی

سلام... اسم من شايلي هستش... قصه اسم من کوتاهه...
فقط حدود 6 ماه يعني بعد از 3 ماهگي مامانم که فهميد من دخترم طول کشيد تا اين اسم رو برام بذارن...
با در نظر گرفتن چند تا نکته که خيلي هم براشون مهم بود!!!
1 - اسمم 2 بخشي باشه
2 - حتما معني زيبائي داشته باشه
3 - تلفظ انگليسيش هم معني داشته باشه...
واي که بيچاره ها تا آخر ماه 9 داشتند توي کتابها و اينترنت دنبال اسم من ميگشتند. بطور اتفاقي اسمي که خيلي براشون جالب بود اسم منه که هم به اسم مامانم مياد و هم به فاميليم : پهلواني
معني اسم من از لغت نامه دهخدا هم اينه ::::
شايلي :it means little Dimond and the origin of this name is Kordestan/ girlish name
شايلي : الماس کوچک
شايلي : تک و بي همتا/ نام دختر
شايلي : شاي نام يک گردنبند جواهر نشان ترکمني ست که در مراسم شايلاماخ به عروس هديه داده مي شود. پسوند لي در زبان ترکمني معناي مثل و مانند مي دهد.


کد ٩٥  

نام : هوراد

متن ارسالی از : من هورادم

اسم پسر من هوراد است به معنای جوانمرد نیک
هو = نیک راد = جوانمرد
در ابتدای بارداری من نمی دونستم باردار هستم خواب دیدم پسری در آغوشم است هفته بعد جواب آزمایشم امد و من باردار بودم کتاب اسم خردیدم و به سایتهای مختلف سر زدیم اما به نتیجه نرسیدیم من و بابا می خواستیم یک اسم با معنی برایش انتخاب کنیم که هم ایرانی باشه هم معنای زیبایی داشته باشه و دلم می خواست معنوی باشه همکار همسرم سایت ثبت احوال را به ما معرفی کرد حتما سر بزنید سایت جالبی است می تونید اول یا وسط یا آخر اسم را انتخاب کنید بعد اسمها را با معنی به شما پیشنهاد می کنه ما هم انتخابمان این بود که اول اسمش هو باشه کلی اسم با اول هو به ما داد که ما هوراد را انتخاب کردیم
برکت باشد


کد ٩٦  

نام : علیرضا

متن ارسالی از : مونس تنهائی

زندگي هركس داستاني است از يك نطفه تا انساني بزرگ داستان نامگذاري پسرمن هم خواص خودشه اولين بار كه متوجه حضور او دروجودم شدم شب ولادت حضرت علي بود كسي كه شهريار دروصفش مي گه :نه خداتوانمش گفت نه بشرتوانمش خواند متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را. همون لحظه تصميم گرفتم اسمشو علي بزارم چندهفته به علت مشكلات ايجاد شده دكترها مي گفتن سقط مي شه من مشهد زندگي ميكنم همون شب از امام رضا خواستم كه اين هديه الهي رو حفظ كنه همه چير به خوبي پيش رفت تا اينكه وقتي چهارماهش تموم شد خواب ديدم دارم بچه رو علي صدا مي كنم كه يه نفرگفت نه اسمش عليرضاست. حالا كه حدود سه ماهشه از اين نامگذاري راضيم چون ما تا چند وقت ديگه عازم كانادا هستيم و وقتي پسرم اونجا بزرگ بشه اينكه شيعه حضرت علي هست ومتولد شهرمشهد جايگاه يكي ازمهربون ترين انسانها يعني امام رضا فراموش نخواهد كرد.


کد ٩٧  

نام : آنیسا

متن ارسالی از : آنیسا مانند عشق

ما بعداز 5 سال پچدار شدیم همیشه دوست داشتم نامی را بر فرزندم نهم که درعین زیبایی پارسی باشد که یادآور و گویای فرهنگ و آیین کهن ما باشد و معنای اسمش یادآور شکوه عشق ما .عشقی که پاک و مقدس است
پس از کلی تحقیق وبررسی وجستجو درسایت ثبت احوال تصمیم گرفتیم نام تک فرزندمان را آنیسابگذاریم
آنیسا یعنی مانند عشق


کد ٩٨  

نام : صبا

متن ارسالی از : دختر مهربون مامان و بابا

من و همسرم رضا از زمان مشخص شدن جنسبت نوزاد اسمهاي مختلفي رو انتخاب كرديم و هر روز كه به زمان به دنيا اومدن نزديك تر مي شديم يه سري از اسمها از ليست حذف مي شدند.در نهايت اسم ستايش و صبا در ليست باقي ماندند. ما دنبال اسمي بوديم كه هم تلفظش راحت باشه و هم مخفف نشه و هم به لحاظ آهنگ صدا به اسم من و باباش نزديك باشه و معناي قشنگي هم داشته باشه. يك هفته به به دنيا اومدن صبا جون باقي مونده بود كه ني ني يكي زز اقوام دو سه روزي زودتر از موعد به دنيا اومد و اين مسئله باعث نگراني من و همسرم شد. چون همون مشكلات براي من هم پيش اومده بود براي همين ناچار شدم زودتر از موعد به دكتر مراجعه كنم و به طور خيلي اتفاقي و ناگهاني دكتر گفت كه به دليل انقباضات رحمي ناچار به بستري و به دنبا اوردن نوزاد هستيم. به هر حال تمام تست هاي لازم تا ساعت 11:45 دقيقه شب انجام شد و دكترم ساعت 12 براي انجام عمل سزارين به بيمارستان اومد. صبا جون در ساعت 50 دقيقه بامداد روز 29 خرداد 89 به دنبا اومد. همون شب همسرم به دليل اينكه صبا در اولين دقايق روز 29 به دنيا اومده بود از من سوال كرد كه دوست داري اسمش دخترمون رو «صبا» (نسيم صبحگاهي) بگذاريم يا نه؟ من هم با توجه به زمان به دنيا اومدن دخترم ديدم كه اين اسم باعث ميشه كه ما هميشه زمان به دنيا اومدنش از ذهنمون پاك نشه اين اسم رو انتخاب كردم.


کد ٩٩  

نام : علیرضا

متن ارسالی از : علیرضا جون

اولین حق هر فرزندی داشتن نامی نیکوست. همیشه عاشق نام علی بودم ابهت صاحبش تنم رو به لرزه میندازه تو مفهوم و زیبایی اش هم که هیچ شکی نیست.علی رو انتخاب کردم حتی قبل از اینکه بدونم فرزندم پسره.تا وقتی بزرگ شد بره دنبال شناخت تا ازاون بزرگوار درس زندگی و انسانیت بگیره و پیرو راهش باشه.در ضمن سلامتی پسرم رو بعد از خدا از امام رضا گرفتم تو یکی از شبهای مرداد87 تو بارگاه اون بزرگوار و همون جا نام علیرضا رو با تمام وجود انتخاب کردم. جالبه که این اسم تنها انتخاب من و پدرش بود.علی نگهدار تمام فرزندان این مرز و بوم


کد ١٠٠  

نام : محمدمهدی

متن ارسالی از : محمدمهدی و مهدیا، عشق خاله

حدود 2 سال طول کشید تا خدا محمد مهدی رو به ما داد. خواهرم نذر کرده بود که اسم بچه هاش رو از اسمهای آقا امام زمان بذاره.وقتی فهمیدن نی نی شون پسره، اسم امیر مهدی رو انتخاب کردن(من این اسم رو خیلی دوست دارم). اما آقا محمد مهدی عجله داشت و 7 ماهگی دنیا اومد.ریه هاش هنوز کامل نشده بود و خودش نمیتونست نفس بکشه. با اکسیژن نفس میکشید. یه شب خاله خدا بیامرزم خواب دید 2 تا پسر بچه بغلشه.یکی نوه خودش و یکی نوه خواهرش. یه آقایی بهش میگه اسم هر 2 تا بچه ها محمد مهدی. از خواب که بیدار شد زنگ زد گفت اسمش رو عوض کنید.
برای مامانش سخت بود. میگفت چند ماهه امیر مهدی صداش کردم. اما قبول کرد و درست همون موقعه پرستار گفت بچه خودش نفس میکشه.خدایا شکرت. معجزه بود. به نظر من اسم محمد مهدی یکی از قشنگترین اسمهاست.


کد ١٠١  

نام : مانی

متن ارسالی از : من و بابا و مانی

سلام
کوچولوی ما دو ماه دیگه پا به این دنیا می ذاره ، مانی اسمی که برای اون انتخاب کردیم ، از اونجای که رشته من هنر بود و علاقه خاصی به طراحی و نقاشی دارم ، اولش مانی رو انتخاب کردم به خاطر معنی ظاهریش یعنی ماندنی و ماندگار ، خوب فرزند اوله و دوست داشتنی و آرزوی هر پدر و مادری که فرزندشون توی ذهن و دل آدما موندنی بمونه ( مثل همه نقاشی ها و چیزهایی که موندین و تا ابد ارزش دارن ) .
بعد اینکه خونده بودم در گذشته های دور مردی به نام مانی با شخصیت خارق العاده ، بسیار هوشمند ، با تقوا ، نویسنده ای مقتدر با کتابهای فراوان و نقاش برجسته ای در زمان خودش بوده و در میان مردم به سادگی می زیسته و در سن 24 سالگی خود را پیامبری از طرف خدا دانسته و پیروان زیادی داشته است . حس قشنگی نسبت به این نام پیدا کردم و بیشتر مشتاق شدم فرزندم را با این نام و در مسیر پرورش شخصیتی مشابه شخصیت مانی قرار دهم . فرزندی که در آینده فردی نوع دوست و انسان دوست باشد .
از آنجایی که بابایی مانی پرسنل اورژانس 115 هست و من آرزو دارم که پسرم هم مثل پدرش در راه خدمت به مردم و جامعه قدم بردارد آرزو می کنم او یک دکتر متخصص شود و همینطور از لحظه ای که فهمیدم فرزندم پسر است دائم با خود تکرار می کردم دکتر مانی محبی احساس می کنم این اسم برازنده مانی است و امیدوارم مانی با تلاش و کوشش بتواند همیشه ماندنی باشد و در آینده نامش در تاریخ هنر وعلم پزشکی ثبت شود به قول بابای مانی « دکتر مانی محبی متخصصی هنرمند » به امید آن روز . معني اسم ماني : انديشمند ، پيامبرنقاش ايرانيان پيش از اسلام- كه دين خود را در كتابي به نام ارژنگ را با كشيدن تصاوير براي مردمان آن زمان مي خواند و پيروانش را مانوي گويند. ماندني


کد ١٠٢  

نام : آرتین

متن ارسالی از : آرتین عشق مامانی و بابائی

خدا ما رو لایق دونست و یه هدیه بهمون داد یه هدیه آسمونی....خلی واسه اسمش فکر کردیم خیلی دلم می خواست یه جورایی تک باشه. خیلی فکر کردیم. که یه جورایی به فامیلش هم بیاد.آرتین رو انتخاب کردیم به معنای مقدس که به فامیلی اون که به معنای خدا شناس هست بیاد. آرتین یه اسم کاملا ایرانی هست که میخواستیم ایرانی باشه. و توی خونواده کسی این اسم رو نداشت و تک شد. و از همه مهمتر که دو تا حرف (ر) و( ن) بر گرفته از اسم من و باباش هست. و انتخابش کردیم...


کد ١٠٣  

نام : ملیکا

متن ارسالی از : ملیکا کوچولو

اسم دختر زیبای من ملیکاست.این اسم انتخاب پدرش بود.قرار بر این بود که اگه بچه پسر بود من اسمش رو انتخاب کنم و اگه دختر بود باباش.آخه باباش عاشق دختر دار شدن بود و وقتی رفتیم سونو و فهمید بچه دختره نیشش تا بناگوش از خوشحالی باز شد.ما منابع زیادی رو واسه انتخاب اسم جستجو کردیم.دنبال اسمی میگشتیم که هم مذهبی باشه و هم جدید.ملیکا نام مادر امام زمان(عج) هستش.به همین دلیل ایم نام زیبا رو واسه دختر گلم انتخاب کردیم.


کد ١٠٤  

نام : کوروش

متن ارسالی از : کوروش اردیبهشتی

من م آقاي همسر بعد از 2 سال زندگي مشترک احساس کرديم کلبه عشقمون با بودن يک هديه از طرف خدا عاشقانه تر خواهد شد و از خدا خواستيم تا يکي از فرشته هاشو از تو آسمون به کمک ما بياره
تا اينکه کوروش قشنگم در 5 ارديبهشت 88 قدمهاي کوچولوشو تو اين دنيا گذاشت

من و همسرم خيلي دنبال اسم مناسب گشتيم

ما دلمون ميخواست اسم پسرمون کاملا ايراني باشه

و پس چه اسمي زيباتر از پادشاه عادل ايران کوروش که اسمش زبانزد همه ملل جهان است

در وب پسرم هم نوشته شده ميدونيد چرا مامان و بابا اسممو کوروش گذاشتند؟؟ تا افتخاري باشم براي ايران


کد ١٠٥  

نام : شیما و حدیث

متن ارسالی از : شیما و حدیث من

من وقتی فهمیدیم که نی نی که باردارهستم دختره ،خیلی خوشحال شدیم .چون هم فرزند دختررو خیلی دوست داشتیم وبه قول معروف فرزند دخترهمیشه نعمته .منم ازاول خیلی اسم هانیه روخیلی دوست داشتم .وازهمون موقع گفتم اسم دخترمن هانیه است .دوست داشتم یکی ازالقاب حضرت زهرا (س) رو بذارم .همه هم ازاین اسم خوششون اومد وهمسرم هم که انتخاب اسم وبه عهده ی من گذاشته بود ولی درکل اونم خیلی خوشش اومده بود .
خلاصه وقتی من دختراولم وبه دنیا آوردم ،همسرم تو هواپیما بود .چون من شهرستان پیش خانواده ام بودم. درهواپیما اتفاقی یکی ازآشنایان رو میبینه .وقتی به ایشون میگه که خدا یه دختر به من داده ،او ن آقا که روحانی هم بودن ،یکدفعه اسم شیماء (به شکل کسره روی( ش) وساکن روی (ی) وهمراه باحمزه )که اسمی عربی بود رو پیشنهاد میدن ومیگن که نام خواهر ناتنی پیامبر (ص)دخترحلیمه ی سعدیه شیماء بوده .وقتی اومد واین اسم رو پیشنهاد داد،خیلی این اسم به دلمون نشست وماهم مصمم شدیم که این اسم وانتخاب کنیم .ولی ثبت احوال باگذاشتن حمزه چون کلمه ای عربی است مخالفت کرد وما بدون حمزه اسم روگذاشتیم وخداروشکرتاالان غیرازمدرسه همه ی فامیل و آشنا به همون حالت عربی صداش میکنن. وگذاشتن اسم حدیث خانمم هم جریانی داره که خیلی مختصر اون ومیگم .ماتانزدیکی به دنیااومدن حدیث هیچ اسمی روانتخاب نکرده بودیم .البته من دوست داشتم اسم دختردومم یا شبیه اسم خواهرش باشه یا اسمش باحرف (ش)شروع بشه .خلاصه مسابقه ی اسم گذاشتیم وبه همه ی فامیل اس ام اس کردیم .وهمه شروع کردن به ما جواب دادن .روزهای شیرینی بود .تااینکه من ازاسم حدیث خوشم اومد .
خیلیا میگفتن اسماشون به هم نمیاد ولی من گفتم حدیث خیلی قشنگه .
البته ناگفته نمونه که باباشون خیلی اسم لیلارو دوست داشت . ولی به انتخاب من احترام گذاشت .
شرمنده که خستتون کردم .اینم ماجرای گذاشتن اسم دخملای من .


کد ١٠٦  

نام : ستاره

متن ارسالی از : سوپر استار

سلام
نام فرزند ما ستاره هستش
ما به اين خاطر گذاشتيم ستاره كه اسم برادر ستاره را بزاريم سهيل و با هم بشن ستاره سهيل
ولي آنقدر ستاره اذيت كرده كه ديگه بچه نمي خواهيم
در ضمن ما فكر مي كرديم ستاره سوپر استار بشود و حتما هم مي شه


کد ١٠٧  

نام : آرتین

متن ارسالی از : آرتین خان

مامان سما و بابا بهمن تصمیم گرفتن اسم نی نی نازشون رو که بزرگ ترین موهبت خدای مهربونه آرتین بذارن.
آخه چه کلمه ای از پاکی پاک تر و چه کلمه ای از مقدس مقدس تر
آرتین یعنی پاک و مقدس. این نام رو برایت انتخاب کردیم تا هیچگاه به هیچ گناهی آلوده نشوی و پاکی و قداستت رو از دست ندهی.
علاوه بر آن چون دوست داشتیم اسم اصیل ایرانی انتخاب کنیم نام تو را که برگرفته از نام هفتمین پادشاه ماد هست برگزیدیم.


کد ١٠٨  

نام : یانیک

متن ارسالی از : Yanik.niniweblog.com

اولین و مهمترین دلیل انتخاب اسم یانیک برای دخترم معنی ان است به معنی نیک سرشت و البته نام یک تمدن اریایی نیز میباشد دومین دلیل اینکه عبارت نیک در اسم زیبایی خاصی در هنگام تلفظ به ان میدهد. سومین دلیل که این اسم ایرانی می باشد. 4امین دلیل اینکه اسم تکی می باشد و به گوش کمتر کسی خورده و تکراری نیست.
من کل نه ماه را برای انتخاب نام تحقیق کردم و در آخر به کمک همسرم این نام زیبا را انتخاب کردیم.


کد ١٠٩  

نام : آدرین

متن ارسالی از : شکلاتم آدرین

درود بر تمام کسانی که دارن این نوشته هارو می خونن:
داستان انتخاب اسم پسرم (آدرین) از اینجا شروع شد که بعد از مدتها جستجو در کتابها وسایت های مختلف اسامی کاملا نا امید شده بودم که بتونم اسمی برای پسرم انتخاب کنم که منو همسرم هر دو بپسندیم وهمین طورعشق کوچولومون.بله درست خوندین برای من این خیلی مهم بود اسمی انتخاب کنم که وقتی عشق کوچولو بزرگ شد ازش راضی باشه وبه خاطر اسم زیبایی که داره ازمون تشکر کنه خلاصه بعد از انتخاب اسم و زدن مهر تاییدهمسرم اسم آدرین رو به بقیه اسمها ترجیح میدادم ولی هنوز تصمیم قطعی نگرفته بودم ودو دل بودم.خلاصه اواخر بارداریم بود که یه روز که مثل همیشه داشتم با پسریم حرف می زدم ازش پرسیدم(دقیقا عین خود جمله هایی بود که به زبون آوردم)دوست داری اسمتو بذارم آدرین؟-وازاون طرف ناگهان یک لگد گنده دریافت کردم.من که یکمی جاخورده بودم دوباره پرسیدم...اگه اسمتو بذارم آدرین بزرگ که شدی به خاطر اسمی که روت گذاشتم ازم تشکر می کنی؟-دوباره یه لگد گنده...با ذوق پرسیدم پس دوست داری اسمت آدرین باشه دیگه؟
-یک لگد دیگه و تمام.با این 3 سوال وجواب بود که
بالاخره تصمیم خودمو گرفتم و به همه اعلام کردیم اسم پسرمون آدرینه .آدرین یعنی آتشین (شجاع) وزیبارو واین اسم واقعاتنهااسمیه که برازنده پسرمه.


کد ١١٠  

نام : محمدسام

متن ارسالی از : دل نوشته های پدر برای فرزند

شب هفتم تولدت فرارسيده ، ومن به سنت نياکان بر گوشت اذان و اقامه مي گويم.مادر از زماني که فهميده خداوند به او پسري خواهد بخشيد در تکاپوي نام زيبايي براي توست.من نيز در اين مدت ساکت و آرام منتظرم تا مادر نامي در خور تو و دلخواه پدر بگويد و اين حق را پس از 9 ماه تحمل سختي ها و مشقتها که خود به چشم ديدم به او ميدهم تا نامي نيک برايت انتخاب کند..
نيکان،سپهر،سهند،اميد،امير صدرا و...پيشنهادهايست که مادر ميدهد و من تا لحظه آخر سکوت کرده ام.همه نامها زيبا هستند ومن پر از ترديدم تا نامي بر تو نهيم که پراز هويتمان باشد،اما من هنوز منتظرم تا مادر نامي نيکوتر برايت انتخاب کند.
محمدسام آخرين پيشنهاد مادراست .در محمد شکي نيست چرا که لبريز از معنويت است. سام هم تمام تاريخ سرزمين من است.نامت بر من خوش ميآيد و بدينسان محمد سامت مي ناميم. محمد تبلور تمام خوبيهاي عالم از آدم تا خاتم که نام حضرتش در قرآن مورد خطاب قرار گرفته و خداوند او را اخرين فرستاده بسوي ما ميخواند.سام هم از تبار دلير مردان مام ميهنم که نشان از پهلوانان روزگار دور مي دهد و دلاور مردان روزگار نزديکتر ،بقدري نزديک که خود در کودکي به چشم آنان را ديده ام و از انان تاثير گرفته ام .
وه چه شيرين است تجميع اين دو نام .دو بال معرفت و شجاعت که اميد دارم تورا در نچندان دور زماني به پرواز در آورد وپدر را شاد نمايد.


کد ١١١  

نام : هلیا

متن ارسالی از : تو رو از آبنبات ساختن

خودش اومد . شوخی که ندارم باهات، فکر نمی کردم اینطوری پیداش کنم، فکر نمی کردم اینطوری صاف بیاد و بشینه تو دلم ... همونجایی که واسه تو می طپید ... نه که فکر کنی فقط من این حس رو داشتما ... بابایی هم همین حس رو داشت
تو که خواستی به دنیا بیای ... بابایی گفت پارمیدا چطوره؟... منم بدم نیومد .. اما اسمت برام خیلی مهم بود ، تصمیم گرفتم بیشتر برای پیدا کردن یه اسم خوب بگردم،‌ شب و روز شده بود کارم همین ... به معنی اش ، تلفضش ، تعدادش تو خانواده ، تعدادش تو کشور ، اصلیتش و .. دقت می کردم .. حتی تمام اسم ها رو می شکوندم که بفهمم اگه به پست همچین آدمایی خوردیم ، با لفظ ناجوری صدات نکنن ، پنجاه شصت تایی اسم ردیف کرده بودم و ...خلاصه سرمون گرم بود ..
اما یه روز شنیدمش .. " هلیا "‌ صاف اومد و نشست تو قلبم .. همونجایی که قلب تو هم بود ... نه اینکه فکر کنی فقط من این حس رو داشتما ... نه ... بابایی هم همین حس رو داشت ... تعدادش تو کشور شد آخرین اولویت ... لفظش خیلی دلنشین بود .. اصلیتش همه جوره جور بود ... حتی اگه اسمت رو میشکوندن .. می شدی یه چیز خوشبو .. درست مثل " هل "‌ ...
معنی اش که دیگه محشر بود : دختر آفتاب ... شکوفه درخت هلو ... گلی که از دل گل دیگه می شکفه ...
بعدها فهمیدم آفتاب و نور... جزء لاینفک اکثریت اسمهایی بوده که برات انتخاب کرده بودیم .. اما این انتخاب ما نبود .. اسمت برای ما ... یه الهام بود ... یعنی اگه حتی معنی اش به این خوبی نبود .. اگه لفظش قشنگ نبود ..اگه ..اگه ... حتی اگه اسمتو این نمی ذاشتیم نمی تونستیم منکر بشیم که این اسم متعلق به توست ... و همینه که الان اسم تو "‌هلیا "‌ست آبنبات من ! ...


کد ١١٢  

نام : ترمه

متن ارسالی از : ترمه دختر اصیل ایران زمین

دختر عزیزم ترمه جون
وقتی عنوان مسابقه جدید نی نی وبلاگ را با این مزمون که انگیزه شما از انتخاب نام فرزندتان چه بوده است ؟ را دیدم تازه به این فکر افتادم که اصلا در وبلاگ اختصاصی تو در مورد علت انتخاب اسمت چیزی ننوشتم. این موضوع اینقدر برای من و پدرت که مشخص بود و به نوعی در ذهنمون جا افتاده بود که نیازی به توضیح نه برای خودمان و نه دیگران داشت که هدف ما از انتخاب اسم ترمه چی هست....حتی اگر در بین دوستان و فامیل و یک پا غریبه تر اسم پدر و مادر تورا نمیگفتن ولی میگفتن که ترمه اسم بچه دوستمون هست زود اون شخص مخاطب میگفت حتما اسم دختر افشین و هاله هست....میدونی چرا؟ من و بابات همیشه سعی گردیم اصالت ایرانی بودنمون رابه نوعی در زندگیمون انعکاس بدیم تا جایی که وقتی سال 84 با هم ازدواج کردیم ، در حد توانمون و بدون خرج پول زیادی با حداقل ترین بودجه یک مراسم کاملا ایرانی گرفتیم. طرح لباس پدرت کاملا نزدیک به طرح لباس آواخر دوره زندیه و قاجاریه بود و منهم به همین سبک لباسم رو دوختم و بقیه مراسم هم با یاداوری اصالت و قدمت ایران برگزار شد ، البته میدونیم که ما اولین کسی نبودیم که وقتی در مجلس عروسیمون مهمونها ما رو دیدند همه به این نکته اشاره میکردند که چقدر فکر خوبی کردید که ایارنی بودن را دوباره به یاد همه آوردید.کلیپ عروسی ما برگشت به خاطرات قدیمی اکثر عزیزانی بود که در جشن ما شرکت کرده بودند...عکسهای آنها در خانه هایی که دیگر اثری ازشان نیست به جز چندتایی که به عنوان موزه در
گوشه کنار هر شهری میزبان مردم هست. دوست داشتیم هرچیزی که به ایران و ایرانی بودنمان بر میگردد را ثبت کنیم هم در ذهنمون و هم در دلمون و هم در زندگیمون . البته این را هم میدونیم که ما اولین کسی نبودیم که حرمت ایران را اینگونه یاداوری کردیم و آخرین نفر هم نیستیتم .
خدا را شکر میکنیم که تا به الان در حد توانمان وظیفه مان انجام دادیم و امیدوارم که از به بعد هم یادمون بمونه که ایرانی هستیم و نگهداری اصالت ایران زمین به عهدمون هست


کد ١١٣  

نام : نیایش

متن ارسالی از : نیاز مامان و بابا نیایش

به نام خداوندی که نگاهبان فرشته ای به نام نیایش بود و هست ...
سلامی به مهربانی خداوند که در بدترین شرایط، موجودی سالم و دوست داشتنی را به ما بخشید. مامان فرزانه بیماری گرفته بود که با تب 42 درجه و لرز خودش را نشان داد که در بیمارستان بستری شد ولی هر روز حالش بدتر می شد و کل بدنش زرد و کبدش دچار مشکل شده بود و اینبار روانه ی تهران شد تا در آنجا بستری شود که معلوم شد هپاتیت از نوع آ دارد از طرفی مشکوک به بارداری بود بعد از چندین آزمایش معلوم شد بله جواب آزمایش مثبت است و من باردار هم بودم خوشحال از بارداری و ناراحت به خاطر بیماری ... به خواست خداوند 2 ماه بعد حالم بهبود پیدا کرد بسیار التماس و راز و نیاز به درگاه خداوند کردم که بچه ام سالم باشد و بیماری به او سرایت نکرده باشد. ناخودآگاه نام نیایش در نظرم آمد و در روح و زبانم جاری شد معلوم شد که فرزندم سالم است. فکر می کردم نیایش نامی پسرانه است چون بچه ام دختر بود در اواخر بارداریم به فکر انتخاب نامی نیکو بودم که در اینترنت چشمم به نام زیبای نیایش افتاد که در لیست نام های دخترانه بود آن لحظه بسیار خوشحال شدم و بلاخره از بین نام های سوره - آیه - نیایش، نیایش را برگزیدیم که به معنای مناجات و راز و نیاز با خداوند رحیم است و امیدواریم از نامش در آینده رضایت داشته باشد.


کد ١١٤  

نام : نیاز

متن ارسالی از : روزگار نیاز کوچولو

من مامان نیاز خانوم ،خیلی سال پیش فیلم مریم و میتیل رو دیدم و چون شخصیت اصلی فیلم یعنی مریم خیلی برام دوست داشتنی بود رفتم دنبال اسمش .فهمیدم اسمش نیاز طارمی هست و معنیه اسمش از خودش زیباتر(خواسته شده از خدا) از اون موقع آرزو کردم دختری داشته باشم به این نام.
وقتی با همسرم آشنا شدم ،این موضوع رو باهاش در میون گذاشتم و اونهم خیلی استقبال کرد. وقتی که باردار بودم کمی دچار تردید شدیمو یک کتاب اسامی خریدیم.
ولی هر اسمی که انتخاب میکردیم به دلمون نمینشت .
به این نتیجه رسیدیم که نیاز از همه زیباتر و دلچسب تره و هم اسم تکی هست.
این شد که نیاز خانوم شد نیاز خانوم .


کد ١١٥  

نام : آنیسا

متن ارسالی از : برای آنیسای عزیزمان

سلام
از فردای روزی که فهمیدم دارم بابا میشم رفتم دنبال اسم. هرچی کتاب یا سایت اسم بود رو دانلود کردم و ازش پرینت گرفتم و رفتم خونه شروع کردم به خوندن. خانومم می گفت تازه فهمیدیم که من بار دار هستم هنوز که جنسیتش معلوم نیست. گفتم عیبی نداره دو تا اسم انتخاب می کنیم یکی دختر یکی پسر بالاخره یکی از
این دو تا می شه دیگه! حدود 100 صفحه پرینت بود، هر چی خوندم هیچی نظرم رو جلب نکرد و کلی دپرس شدم.
خانومم که حال و روزم رو دید گفت هشت ماه دیگه وقت داریم اینقدر ناراحت نباش. یه دو ماهی رو هم با گشت و گذار
در وب سایت های مختلف و خوندن اسمهای سازمان ثبت احوال گذشت.تک و توک اسمهایی پیدا می شد که یک هفته ازش خوشمون می اومد و زود فراموش میشد. از ماه چهارم، وقتی فهمیدیم که قرار دختر دار بشیم، به طور جدی گشتیم دنبال اسم. هر چی وبلاگ و سایت اسم بود رو زیرو رو کردیم. شده بودیم شبیه جستجوگر google. هنوز یک اسم از دهنمون در نیومده بود اون یکی میگفت معنیش اینه، فروانیش اینقدره، ریشه در فلان زبان داره، آخه میخواستیم یک اسمی انتخاب کنیم که تک باشه، اسم اصیل پارسی باشه و بتونه عشقمون رو به نی نیمون برسونه، مانند عشق من و مامانش به اون، مانند عشق من به همسر و نی نی کوچولومون، مانند عشق به تمام خوبی ها، مانند عشق به خدایی که آنیسا کوچولو رو به ما داد. بالاخره درماه هشتم بود که اسم آنیسا رو که به معنی مانند عشق هست، انتخاب کردیم.


کد ١١٦  

نام : نیکا

متن ارسالی از : جوجه نارنجی ما

تو یه روز پائیزی منو بابایی نیکا جون پای تلوزیون نشسته بودیم و سریال مورد علاقه مونو میدیدیم.تیتراز پایانی فیلم رو که میداد بین اون همه اسم یه دفعه چشمم به اسم نیکا افتاد ییو خیلی از این اسم خوشم اومد اون موقه هنوز خدای مهربون فرشته کوچولو رو به دل من راه نداده بود با خودم گفتم اگه یه روز نینی دار بشم حتما اسمشو میزارم نیکا .البته اون موقع خاله جون نیکا باردار بود و من این اسم رو بهش پیشنهاد دادم اما خاله جون گفت با اینکه اسم شیک و خوش اهنگیه اما من چون دوقلو دارم معادلش رو باید پیدا کنم ایشالا خودت نینیدار شدی این اسم خوشمل رو واسش بزار.وقتی فهمیدم یه فرشته تو دلم اومده مهمونی با بابای نینی مشورت کردم و وقتی تو لغت نامه هم دیدم اسمش هست و معنی زیبایی داره قبول کردیم این اسم رو واسه نینی بزاریم.معنی نیکا میشه فرد نیکو و نیکی دهنده.دختر عزیزم امیدوارم همیشه مثل اسمت انسان نیکویی باشی و نیکی کردن به بقیه رو فراموش نکنی .


کد ١١٧  

نام : بهار

متن ارسالی از : بهار عمرم

خداوند بعد از 7 سال بهار رو به ما داد وقتی فهمیدم تو زمستون صاحب دختر میشم اینقدر خوشحال شدم که نتونستم اسمی جز بهار انتخاب کنم اون شد بهار عمر من.
اعتقادم بر این بود که اسم باید اصیل و ایرانی باشه، عجیب و غریب نباشه،وقتی اسمشو شنیدن هیچکی نپرسه معنی ش چیه؟ و هیچکی نتونه اسمشو مسخره کنه
خلاصه قیافۀ دخملم هم شبیه بهار شد . سفید و خنده رو
روزی که قرار بود اسم انتخاب کنیم قرار شد قرعه کشی کنیم .قرعه به نام انتخاب آقای پدر افتاد. کلی منت گذاشت سرم و دوباره قرعه کشی کردیمو دوباره و سه باره به نام آقای پدر افتاد .آقای پدر که گریه های من رو دید گفت:
دلم برات سوخت خوب باشه بهار.

بعد از اینکه بهار شد 4 ساله تازه لو داد که آقا در انتخاب اسم تقلب کرده.


کد ١١٨  

نام : مهدیار

متن ارسالی از : مهدیار کوچولو (مهدیار عسل)

به نام خدای مهربون.یکی بود یکی نبودیه روز یه مامان وبابایی فهمیدن که خدا داره بهشون یه گل میده از اونجایی که نمیدونستن گلشون دختره یاپسربا هم قرارگذاشتن که اگه دختربودمامانی واگه پسر بود بابایی انتخاب کنه بعدازسونوگرافی که معلوم شدگلشون پسره رفتن دنبال اسم توی کتاباواینترنت وغیره باباگفت فقط وفقط کوروش(به خاطر اصالت وبزرگیش)ولی مامانی هم ته دلش اسم پرهام خیلی دوست داشت خلاصه گذشت تارسیدن به ماه شعبان همه میگفتن چون توی این ماه به دنیامیادواین ماه به نام حضرت مهدیه اسمشو بذارین مهدی ولی اوناچون این اسموتوی فامیل زیادداشتن گفتن نه اسم باید تک باشه البته اوناسرچند راهی مونده بودن(کوروش پرهام القاب حضرت مهدی)خلاصه نی نی گل به دنیااومدوهنوز اسم نداشت چندروزاول با اسم محمدمهدی صدازده شدتا اینکه از اداره ثبت زنگ زدن بابایی گفت زود باش بگوچی بذاریم یهویی اسم مهدیار اومد توی ذهن مامانی وگفت مهدیار این شد که گل مابعد از دیدن اون همه اسم از کتابو اینترنت و غیره رسید به مهدیار من و بابایی از گذاشتن این اسم خیلی خوشحالیم وباافتخار اسمشوصدا میزنیم امیدواریم که به معنای اسمش(یارحضرت مهدی)یکی از یاران حضرت مهدی باشه).


کد ١١٩  

نام : علی

متن ارسالی از : نی نی ناز ما

یکی بود یکی نبود.تو روزگارای قدیم ...... خیلی قدیم ...... یه امام مهربون بود به اسم علی ......
اون مرد خوب و باخدایی بود .... همسری داشت به اسم فاطمه ..
اونا بهترین آدمای روی زمین بودن.تو زندگیشون به همه فقط خوبی کردن.... ولی مردم اون زمان قدرشون رو ندونستن..... تا تونستن اذیتشون کردن و دلشون رو شکستن .....
در آخر هم مظلومانه هردوشون رو شهید کردن .....
ولی عزیزم آزار و اذیتهاشون با شهادت اونا تموم نشد ........
اون مردم بد باعث شدن قبر خانوم فاطمه همیشه پنهون بمونه .......
حتی بعد از شهادت اونها هم دست از کارهای بدشون برنداشتن .....
یه قانون گذاشته بودن که هیچکس حق نداشت اسم بچش رو علی بذاره .........
می خواستن همه مردم یادشون بره یه زمانی یه امام علی مهربون و مظلوم وجود داشته ......
عزیز دلم من و باباییت عاشق امام علی و خانوم فاطمه هستیم....
با همین عشق عقدمون رو تو روز تولد حضرت فاطمه و عروسیمون رو تو روز تولد امام علی برگزار کردیم....
تا زندگیمون رو با عشق و احترام به اونا شروع کرده باشیم....
و خواستیم از امام عزیز و مظلوممون در مقابل همه آدم بدایی که می خواستن حتی اسمش هم باقی نمونه به نوبه خودمون دفاع کنیم ...
این شد که تصمیم گرفتیم اگه خدا بهمون یه پسر کاکل زری داد اسمش رو بذاریم علی ......
و اگه بهمون یه دختر ناز داد اسمش رو بذاریم فاطمه .......
اینطوری هم برای امامون کار خوبی کردیم و هم حق تو رو که داشتن یه اسم خوب ادا کردیم...این بود حکایت انتخاب اسم تو ..
ان شالله زندگیت بیمه اونا باشه و همیشه پیرو راه اون بزرگوارا و پیرو راه حق باشی....


کد ١٢٠  

نام : امیرعلی

متن ارسالی از :  امیر علی من

به نام خدای علی

پدربزرگ من که نامش "سید علی موسوی" بود خیلی انسان مومن و مهربان و دوست داشتنی بود. شنیده ام که هنگامی که از خانه خارج می شده کفش هایش جفت می شده. ایشان در سال 1371 فوت کردند . بعد از فوت ایشان خواب دیدم که یک نوزادی به من دادند و گفتند که نامش را "علی" بگذارید. اولین فرزند پسر که پسرعمویم بود به دنیا آمد و نامش "سید علی موسوی" شد. سال 1382 که هنوز ازدواج نکرده بودم خواب دیدم بچه ای به دنیا آوردم که لباس سفیدی بر تن دارد و حرف می زند و می گوید که نامش "علی" است. سال 1388 هنگامی که فرزندم را دوماهه حامله بودم خواب دیدم به دیدن کسی که از زیارت خانه خدا آمده بود رفتم و ایشان سوغات بچه گانه ای برای من آورده بود و گفت این برای علی کوچولو است .من و همسرم که نذری داشتیم که اگر خدا به ما فرزند پسری داد نامش را چیز دیگری بگذاریم گفتم اما اسم بچه من یه چیز دیگه است . ولی آن شخص اصرار داشت که علی است . وقتی از خواب بیدار شدم گفتم این بار سومی است که این موضوع تکرار می شود و از آنا که هنوز جنسیت فرزندم معلوم نبود تصمیم گرفتم که نامش را علی بگذارم و هنگامی که به دنیا آمد نامش را امیر علی گذاشتم چون با صدا کردنش یادمان بیفتد که حضرت علی (ع) امیر همه مومنانست و انشااله که نگهدار امیر علی من وهمه بچه ها باشد.


کد ١٢١  

نام : بیتا

متن ارسالی از : کودکی بیتای عزیزم

نامت رو بیتا گذاشتیم به خاطر ریشه فارسی لغتش و مفهومش که از نظر ما زیباست و برای همه فارسی زبان ها روشن و واضحه. بیتا به عنوان نام دختر بین همه ایرانی ها جا افتاده و شناخته شده است ولی فراوانی اون زیاد نیست و توی فامیل من و بابا، کسی رو با این نام نداشتیم. نام خانوادگی تو هم با حرف "ب" شروع میشه و در کنار نامت خوش آهنگ و موزونه. نامت رو بیتا گذاشتیم چون به عنوان یکی از آفریدگان خدا منحصر به فرد هستی و وجودت حسی رو به ما منتقل می کنه که کاملا بی نظیر و بی همتاست.


کد ١٢٢  

نام : نگار

متن ارسالی از : نگار

من و همسرم چند تا اسم برای فرزندمون در نظر داشتیم.
اما وقتی مشخص شد که فرزندمون دختره اسم (نگار) را برایش برگزیدیم.
چون مناسب هر سن و سالی بود.
اسمی بود که سال ها استفاده می شد و امتحانشو در مقابل مورد تمسخر قرارگرفتن پس داده بود.
نگار اسمیه که کوتاهه ، چون متاسفانه بعضی اسم ها کوتاه میشن و شاید خنده دار.
وقتی با نام فامیلش خوانده میشه بسیار زیباست.
معانی اش هم در فرهنگ لغت بسییییییار خوب بود.
به معنی:
-نگاشتن و نگاریدن ، نقش، تصویر
-معشوق زیبا روی (به مجاز)
-در قدیم به مجاز:دختر یا زن زیباروی؛ بت، صنم
-زیور و زینت
-نقش نگین
-رنگین و منقش(در قدیم)
-(درقدیم) نام شهری در شهرستان بردسیر در استان کرمان
الانم نگار عزیزمون 14 ماه داره و دختر زیبای ما ، زیور و زینت زندگی ماست.


کد ١٢٣  

نام : امیرعلی

متن ارسالی از : جوجه اردک زشت

اسم امير علي را باباي گلش انتخاب كرده قبل از اينكه ما با هم آشنا شويم باباش خيلي حضرت علي را دوست دارد و ارادت خاصي به مولايمان علي دارد.خوشحالم كه اسم علي در خانه امان هميشه صدا مي شود و اميدوارم جرعه اي از رفتار امير علي پسر گلم مثل حضرت علي باشدوسعي كند منش ايشان را در زندگي خود به كار برد.


کد ١٢٤  

نام : صدرا

متن ارسالی از : صدرای دوم

نامی نكو گزین كه بدان چون بخوانمت در دلت شادی آید و در جانت خرمی (ناصرخسرو)
نامها درتكوین شخصیت انسان تأثیری شگرف و انكار ناپذیر دارند. نام نیكو می تواند انگیزه ی نیكوكاری و گرایش به الگوهای مطلوب را در فرد ایجاد نموده و در مقابل نام گذاری های تحقیر آمیز و نكوهیده ممكن است منجر به گرایشهای منفی، انزواطلبانه، انتقام جويانه و همچنين پرخاشگری گردد.
بر اين مبنا ما نيز دست بكار شده و پس از مشخص شدن آقا بودن فرزندمان با استفاده از سايت ثبت احوال كشور بعنوان منبعي معتبر، فهرستي از اسامي مناسب به جهت هويت ايراني و اسلامي و با لحاظ عناصري مانند هارموني، آهنگ، وزن، بساطت (ساختار تك جزئي)، عرف پسند بودن، شاذ و نادر بودن، بار معنائي متعالي و همچنين دربردارنده هويت ايراني و اسلامي انتخاب و پس از چندين هفته بررسي موشكافانه و طي جلسات نقد و بررسي دو نفره و بعد از غربالگري هاي متعدد بلاخره نام صدرا را بعنوان صدر نامهاي كانديد شده انتخاب كرده و در نهايت امر از اين نام لحظاتي پس از تولد ايشان در ساعت 10 و 11 دقيقه صبح دوم تير ماه 1389 و در محل بيمارستان بهمن، با اين پيامك كه ً صدراي دوم متولد شد ً رونمائي نموديم.
صدرا عبارتي فارسي – عربي بوده و به لحاظ ادبي صفتي است كه نسبت صدر بودن را به موصوف خود ميدهد. همجنين صدرا نام فيلسوف و متكلم ايراني نيز ميباشد. محمد صدرالدين معروف به صدرالمتالهين (979هـ / 1571 م) ، فيلسوفی است که عقلها را به شگفت آورد و انديشه تحقيق را در شکوه تفکر متحير ساخت و بلنداى همتش سروهاى سرفراز را سر آمد و چينش زيباى کلامش عقده ها از عقايد برداشت. براي ملاصدرا نه در فلسفه و نه در خُلقيات، نمي توان همانندي در ميان فلاسفه غربي يافت. فيلسوف بزرگ غربی، پرفسور هانري كُربن درباره او معتقد بود اگر بتوان ياكوب بوهمه و سوئدنبرگ را با هم جمع كرد و بر توماس آكويناس افزود، آنگاه ملاصدرا سربرخواهد آورد. انتخاب اين نام مبارک برای قرزندمان با اين اميدو آرزوست که انشاء الله در آينده ای نه چندان دور شاهد ظهور صدرای دومی در عرصه علم و فلسفه ايرانمان باشيم.


کد ١٢٥  

نام : اسماء و صبا

متن ارسالی از : دختران من

in esmo dost daram. chon ham gashnge ham ba mosama. ham az nazare mazhabi madare emame zamane va ye esme italiyaee hast.


کد ١٢٦  

نام : آیین

متن ارسالی از : آیین زندگی من

خدا به من يك فرشته داد اسمشوآيين گذاشتم.تاآيين زندگيم باشه!هميشه با خودم ميگفتم آيا لياقت مادر شدن و دارم ؟! حالا كه ديدم لطف خدا شاملم شد به خودم قول دادم از آيين رسم زندگي رو ياد بگيرم.آيين فرشته بودن را از اين فرشته الهي بياموزم.منم ياد بگيرم پاك بودن و خالصانه دوست داشتن و ناب بودن و... ازش ياد بگيرم تا هنوز اشكام خشك نشده يادم بره كي اشكام و درآورد!خلاصه فرشته بودن بشه آيين زندگيم!


کد ١٢٧  

نام : آرسام

متن ارسالی از : آرسام عزیزم

سلام به همگي ني ني وبلاگي ها
اسم پسر من آرسام ما خيلي اسم انتخاب كرده بوديم و نهايتا با اين اسم احساس خوبي داشتيم.
انگيزه ما:1- اسم ايراني و فارسي باشد 2- معني دار باشد ( آرسام به معن يقوي و نيرومند و يكي از اسامي سردار ايراني ) 3- كميت و تعداد نام ها در ايران از طريق سايت ثبت احوال 4- روان بودن آن از نظر خانواده و مامان و بابا


کد ١٢٨  

نام : ماریانوش

متن ارسالی از : ماریانوش اقدم

دختر نازم .من و پدرت خیلی روی اسم تو حساس بودیم دوست داشتیم اسمی رو برات انتخاب کنیم که هم مقدس باشه و هم امروزی باشه .در بین تمامی دختران که از اول آفرینش زمین به وجود آمدند دختری پاکتر از مریم مقدس نبوده .پدرت گفت که دوست داره از طریق اسمت بهت بگه که تو تمام زندگی و حیاتش هستی .پس ما اسم مریم رو با کلمه ی زندگی و حیات ترکیب کردیم و نام " ماریا نوش" رو برات ساختیم . ماریا = مریم و نوش = زندگی .یعنی مریم همه ی زندگی من .چون این اسم در ثبت احوال وجود نداشت ما مجبور بودیم مجوز بگیریم .پدرت رفت سازمان ثبت احوال مرکزی از آنجا معرفی نامه ای به هیات علمی دانشگاه تهران دادند که رفتیم پیش دکتر "پارسا " که ویرایشگر فرهنگ دهخدا بوده و خلاصه بعد از کلی کمیسیون نام تو به عنوان نام جدید و زیبا به لیست اسامی سازمان ثبت احوال اضافه شد و هر 7 نفر عضو کمیسیون به خاطر ساخت این نام زیبا و جدید از ما تشکر کردند.اینطور بود که بعد از 3ماه پشت سر گزاشتن مراحل اداری نام تو با موفقیت در سازمان ثبت شد.
دختر پاک من تو همه ی زندگی من هستی
ماریا نوش


کد ١٢٩  

نام : امیرمسعود

متن ارسالی از : خپول (زایمان در آب)

همیشه یه اسم بامسما مدنظرمون بود . یه اسمی که نه از این اسمایی که بابابزرگ و مامان بزرگ نتونن تلفظش کنن و نه از این اسمایی که کسی روش نشه صداش کنه، خلاصه نه ماه به این در و اون در زدیم از کتاب و دوستان گرفته تا اینترنت و اسمای تو سریالا
هر کی یه اسمی می گفت ولی آخر سر همون شد که بابایی انتخاب کرد (از قبل قرار بود اسم دخترو من انتخاب کنم و اسم پسرو بابایی) یه روز پارسا بود ( ولی بابای من (مامان) گفت که تو محلمون یه پارسا داریم که خیلی آدم نخوشیه ) یه روز پوریا ولی آخر سر به امیرمسعود ختم می شد.
امیرمسعود اسم پسر همکار بابایی بود . به عقیده اون بعضی از اسما رو اکثر آدمای اون اسم تأثیر یکسانی داره مثل خود رضا (اسم بابایی) که به نظر من همشون آدمای ریلکسی هستن یا...
ظاهراً این امیرمسعودنام چه از نظر کمال و جمال و سواد در سطح عالی بوده و اسمشم که اسم بامسایی خلاصه سرتونو درد نیارم که اسم امیرمسعود چه از نظر شخصیتی و چه از نظر تلفظ به مذاق بابایی خوش میاد و از نظر مامانی هیچ اسمی برازنده تر از این واسه امیرمسعودش نیست و امیدواره که مثل معنی اسمش همیشه خوشبخت باشه.


کد ١٣٠  

نام : آیلین

متن ارسالی از : آیلین عسلی

به نام نامي الله
هميشه دوست داشتم قبل از چهار ماهگي جنين يعني تا قبل از اينكه روح به ماهي كوچولوي من دميده بشه براش اسم انتخاب كنم به همين دليل تقريبا از ماه اول شروع به پيدا كردن اسم كردم ابتدا يه طومار 3000 تايي از اسم ها از اينترنت پرينت گرفتم و بعد از چند وقت و چند تا كانديد اسم و مشورت با بزرگترها و استفاده از سليقه ها اسم آيلين رو كه هم كم بود و هم معني قشنگي داشت (هاله ماه ) انتخاب كردم البته اسم زهرا و يه سري از القاب حضرت رو خيلي دوست داشتم ولي تمام اين اسم ها با تكرار فراوان در خانواده بود و من هميشه به اين موضوع اهميت مي دادم كه بچه هاي ما بايد معرفت و عشق ائمه را در دل داشته باشند و نه تنها نام آنها رو چون ديده شده بعضا نام هاي زيباي انبيا كه با اعمال ناشايست افراد مورد توحين و تحقير قرارگرفته .


کد ١٣١  

نام : سانیار

متن ارسالی از : سانیار

به نام خدا
بر والدین واجب است که بهترین و زیباترینِ نامها را برای فرزندان خویش بگذارند . (پیامبر اکرم (ص))
و ما ، پدر و مادر سانیار ، سعی کردیم بهترین نام را برای فرزندمان انتخاب کنیم . نام غنچه مان را سانیار نهادیم چون می خواستیم :

1. نامش اصیل و ایرانی ترجیحاً کُردی باشد. (سانیار ، نامی کردی است.)
2. با توجه به اینکه اسمها اصولاً بر شخصیت افراد تأثیر گذار است ، معنی و مفهوم خوب و ارزشمندی داشته باشد . ( سانیار در کُردی به معنای حامی و پشتیبان و در فارسی به معنای مردی دارای عزت و قدرت است .)
3. جدید و فراوانی آن کم باشد . (فراوانی نام سانیار تا این لحظه طبق آمار اداره ثبت احوال ، 183 نفر است .)
4. تلفظ آن راحت و ساده باشد و بر وزن و آهنگ کلمه ای مضحک نباشد .
5. در ذهن افرادی که آن نام را می شنوند ، بماند و گوشنواز باشد .
6. از کنار هم گذاشتن دو اسم ساخته نشده باشد .


کد ١٣٢  

نام : ایلیا

متن ارسالی از : ایلیای مامان و بابا

سلام به دوستان عزیزم در نی نی وبلاگ

5 تیر ماه 89 بود روز تولد حضرت علی (ع) صبح زود بلند شدم همسرم هنوز خواب بود بی بی چک رو استفاده کردم و دو خط پر رنگ اون خبر خوشی برایم به همراه داشت که خدای بزرگ داره به ما یک هدیه میده وقتی همسرم بیدار شد و این خبر رو شنید مثل من خوشحال شد چون روز تولد مولا بود ما تصمیم گرفتیم اگه کوچولو ما پسر شد اسمشو بگذاریم ایلیا
ایلیا به معنای راستگوی بزرگ و نام حضرت علی (ع) در تورات می باشد




موضوع : مسابقه شماره 6
ارسال در تاريخ 25 / 2 / 1390 توسط مدیر سایت

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد